مهسا ستاری نژاد
توسط بر مارچ 1, 2022
67 بازدید

شازده کوچولو ، کتابِ سخاوتمندی است که جهان بینیِ خاصش ، دامنْ گیرمان می کند . ساختار شکن است و برای ویران گری آمده . شاید لغتِ ویران گر ، از نگاهی ، در زُمره ی کلماتی با بار منفی باشد ، اما هر ویران گری ، لزوما نابود گر نیست . سازنده و رها بخش نیز هست . رهایی از تمام کلیشه هایی که برای زندگی مان دست و پا کرده ایم . کلیشه ی بزرگی به نام ( آدمْ بزرگْ بودن ) .
نمی دانم ادمی ، دقیقا از کِی بزرگ می شود و این فرایند به چه صورت اتفاق می افتد . شاید برای هرکس ، مسیرِ متفاوتی را طی کرده باشد ولی در نهایت ادم بزرگ هایی شده ایم با مغزهایی کوچک . 
دنیای امروزی ، با تمام زرق و برقش ، یک دستورِ صریح دارد : یا مثل ما باش یا نمی گذاریم زنده بمانی ، یا مثل ما فکر کن یا همیشه تنها می مانی . و این خودْ ، مقدمه ی تمام تنهایی های ماست .
شازده کوچولو با تمامِ ظرافت های دنیای کودکانه اش ، همان ادم امنی برایمان شد که همیشه منتظرش بودیم تا دوستمان باشد . او گفت که خانه ی ما ، ته دلش ، رازی را پنهان کرده و محال است ، ادم بزرگ ها بفهمند که این مساله چقدر مهم است . او جهان بینی زیبایی دارد و از دید کودکی به دنیای عجیب بزرگسالی نگاه میکند و به ناگاه تمام کلیت ذهنی و هنجار ها را در هم می شکند و مفاهیم تازه ای را در ذهن منِ بزرگسال تداعی میکند . این که بزرگتر ها ظاهر بینی خاص خودشان را دارند و حتی تفاوت مار بوا و کلاه را نمی فهمند ! تفسیراتشان کسل کننده است . 
احساسات واقعیشان را پنهان میکنند . 
همیشه به جای قضاوت از خودشان ، دیگری مورد حمله ی دیدگاهشان است . 
تمایل ب دیده شدن و تحسین از جانب مابقی ادم بزرگ ها برایشان یک اصل شده و در ان غرق شده اند . 
فراموش کرده ایم ک گاهی زندگی شاید همین باشد ک بیشتر به دنبال کشف های واقعی باشیم و کلیشه ها رو باور نکنیم . روباهِ داستان نه تنها حیله گر نبود ، بلکه همین روباه به شازده کوچولو مهم ترین درس را اموخت .
بشر در نهایت مضطرب است و این اضطراب ناشی از نگرانی  بابت مرگ عشق است . 
هر ادمی در سیاره ی خودش تنهاست و ته دلش به دنبال کسی است که اهلی اش شود .
گاهی باید این جمله را بارها ب خود یاداوری کنیم که کودکانه زندگی کنیم ، فیلسوفانه بیندیشیم .
شازده کوچولو کتابی چالش برانگیز که ناخواسته اهلی مان می کند .

پست شد در: نقد و بررسی
کلمات کلیدی: شازده کوچولو
هادی اعظم منش
«کتابی که ناخواسته اهلی مان می کند» تعبیر خوبی بود ? «آدم بزرگ هایی شده ایم با مغزهای کوچک»، به نظرم قدری بی پروا س. ☹️