شهروز براری
توسط بر می 14, 2022
4 بازدید


  یکی از اهالی سرزمین آتلانتیس  چنین چیدمان نمود واژگان و سرود؛ 

مسولیت محتوا بر عهده ی بندهء بینوا ست  _ سرم سبز و زبان و قلمم سرخ ، اما شجاع ست _ از بهر من،  مرز بین  شجاعت و حماقت ، نخ نماست  _ چند نفسی بر زمین  مهمان، بازگشتمان‌ سوی خداست_ لمیده بر کنج قفس دل، روحی دمیده از بهر خداست ._ من که چند صباحی مهمانم، در این کرهء خاکی،  پس از چه باکی ؟   مینویسم آن‌چه  باید می نوشتم ، از جبر ظلم و بیداد ، هر چه بادا باد 

 


"با اینکه دین مداری شان پر حرارت است
سرزمین شان  سرای جعل و فساد و شرارت است
در حیرتم که بر چه اساسی شود مدیر
بقال آن محله که جنب سفارت است
آخر بگو تو را چه به آن پست دولتی؟
کشور مگر بدون حساب و نظارت است؟
دزدی که با مدارک جعلی شود وزیر
با خود برد هر آنچه که در آن وزارت است
قبل از لزوم دین و تعهد برای کار
اصلی ترین گزینه و شرطش ،  مهارت است
پاسخ که می دهد که چرا می شود رئیس
شیخی که سطح حوزه ی او تا طهارت است؟
از قول من بگو که از این پس به مجلسی،
وارد شود که مبحث عقد و بکارت است
واعظ اگر به مسجد و منبر رود به جاست
اما ورود او به صنایع و وزارت خطاست 
شاهد همین که دولت شان  حاصلش به کار
تنها رکود و خفت و بیداد و غارت است
پر گشته با بتن دل وامانده ی براری بی امان 
این معنی اش حقارت و ننگ و اسارت است
واعظ کند قیامت و دنیای ما خراب
چون نیت اش به وعظ و خطابه تجارت است
لعنت بر آن کسی که دهد مملکت به باد
نفرین به هر که اصل وجودش شرارت است
سرای شان ترقی شایان نمی کند
تا نخبگان ذلیل و خسی در صدارت است

 

مدتی باشد که آن کشور دچار فتنه هاست
وطن شان  هر گوشه اش انواع آفات و بلاست
عمروعاصی بر سر مسند نشست از جهل شان
چون تفکر خارج از محدوده ی اذهان شماست
یک نفر با خود نگفت آخر به هنگام عمل
شیخ بیعاری کجا عامل به کاری جز دعاست؟
چرخ صنعت کی بچرخاند برای کشوری
آنکه حتی چرخ ماشین هم به او دادن خطاست
من یقین دارم که آن سیه پوش خبیثی خائن است
او که در اذهان ما ترسیم تزویر و ریاست
همچنان گرگی لباس بره بر تن کرده است
این منافق با عبا جاسوس ، غمخوار   نماست
طبق دستوری که از شیطان به مسکو می رسد
شیخ شان آماده ی اجرای فرمان و جفاست
سالیانی رفت و آن سرا ، دست مشتی خائن است
چون گزینش های شان بر پایه ی باد هواست
هم به نام دین ،  منابع را به خویش چپاول می کنند
هم کل نمای  دین از آنان  خوار و زشت و نارواست
ان منافق ها تبر بر ریشهء سرای خویش و دین میزنند
شرع و آئین از خیانت های شان رو به فناست
بیش از اینها سرودن و اکران نمودن ، خطاست 



پانویس :
  سرا :   سرزمین آتلانتیس .  هرجایی غیر از ایران


 

 

#شهروزبراری 

پست شد در: شعر