مهری رَسا
توسط بر سپتامبر 12, 2022
23 بازدید

قرار است کفش‌های اشتباه زیادی بخری. کفش‌هایی که پاهایت آنها را پس می‌زند. کفش‌هایی که پشت پایت را زخم می‌کند. ولی تو آن‌ها را می‌پوشی به خاطر هزینه‌ای که دادی. چون نمی‌توانی سرت را بالا بگیری و اعلام کنی کفش اشتباهی را خریده‌ای، باید کفش‌های بیشتری را در مغازه های بیشتری امتحان می کرده‌ای، باید اعتراف کنی که گول ظاهر کفش را خورده‌ای و آینده‌ای رویایی را با آن‌ها تصور کرده ای. 

شب‌ها پوست پشت پایت را ورانداز می‌کنی و دایره‌ای قرمز را می‌بینی که  بزرگ‌تر و قرمز‌تر خواهد شد.

 ولی فردا صبح دوباره همان کفش ها را می‌پوشی. امیدواری تغییر شکل بدهد. امیدواری برای تو آدم دیگری بشود. برای همین وقتی دوستش نداری وقتی درد می‌کشی برایش شعرهای عاشقانه می فرستی و وقتی از تو فاصله می گیرد سعی می‌کنی دستش را بگیری و… بگذریم این راجع به کفش هاست و تو کفش های اشتباه زیادی می‌خری.