گلاره جباری
توسط بر می 4, 2021
7 بازدید

انتها من بودم*
انتهای تمام مسیرها
انتهای باران
انتهای جاده‌‌ای جنگلی

 انتها من بودم
انتهای همه‌ی روزهای کودکی بودم
انتهای آغوش مادر 
انتهای دست‌های پدر 

انتها من بودم
انتهای اولین بوسه
انتهای اولین عشق 
انتهای اولین دیدار 

انتها من بودم
انتهای لبخند روی صورت مادربزرگ 
انتهای شادی 
انتهای اشک‌

انتها من بودم
انتهای آرزوهای بر دل مانده
انتهای بوق ممتد تلفن 
انتهای پاکت سیگار 

من انتهای همه‌ی سکوت‌ها و حرف‌های بودم...
یک انتهای ابدی

جمله‌ی ابتدایی 《*نام شعری از فرهاد راد》بود که وام گرفتم و ادامه‌اش دادم

صنیع‌السلطنه خانوم _ بهار ۱۴۰۰در انتهای دریاچه

#گلاره_جباری
#سفر#کمپ#انتها#زندگی#شعر#عاشقانه#فرهاد_راد#مادر#پدر#مادربزرگ

پست شد در: دلنوشته
کلمات کلیدی: انتها، زندگی