توسط بر 23 ساعت پیش
سال ۲۰۳۰؛ انسان رباتی پیشرفته ساخت که دارای احساسات بود. سال ۲۰۴۰؛ از ربات اصلی ربات‌های زیادی تکثیر شدند. سال ۲۰۵۰؛ ربات‌هایی که ساخته شدند دیگر می‌توانستند بی‌نیاز به انسان عمل کنند. . . . سال ۲۰۹۰؛ ربات‌های ساخته شده قوانین بنیادی که انسان برای او وضع کرده بود نقض کردند. سال ۲۱۰۰؛ ربات‌ها انسان را به عنوان خالق خود فراموش کردند و خود را بعنوان گونه‌ای جدید می‌دیدند و درنهایت هر ربات سعی در بدست آوردن قدرت کرد. سال ؟؟؟؟؛ انسان‌های باقی مانده از خلق ربات‌ها پشیمان شدند.
5 بازدید 1 like
توسط بر سپتامبر 30, 2021
عباس آزادی عباس آزادی فرزند یدالله متخلص به "آزاد میبدی" شاعر و نویسنده‌ی ایرانی زاده‌ی ۸ شهریور ماه ۱۳۴۸ خورشیدی در عباس آباد میبد استان یزد است. او از فعالان سیاسی، فرهنگی، هنری و مذهبی میبد است. سرودن را از دوره ی راهنمایی شروع نمود. با آشنایی با زنده‌یاد استاد "میرزا حسین زارع ده‌آبادی" متخلص به "شفیق میبدی" دریچه‌های نو در شعر و ادبیات به رویش گشوده شد. تخلص "آزاد میبدی" را استاد شفیق بر او نهاد. آزاد میبدی چندی به‌عنوان دبیر انجمن شعر و ادب شهرستان میبد فعالیت نمود و در سال ۱۳۸۴ خور...
23 بازدید 4 likes
توسط بر سپتامبر 27, 2021
زن پنجره را مدام باز و بسته می کرد . _هوای دلتنگی داشت خفه اش می کرد
26 بازدید 6 likes
توسط بر سپتامبر 16, 2021
    پیرزن صاحبخآنه  دستش  را به عصای چوبی اش ستون کرد، و با دلواپسی خطاب به مستاجر ساکن اولین چشمه اتاق  نبش ورودی خانه گفت؛   های پری   با تو هستم،  واستا  بزار  این  ورپریده ی چشم سفید هم  چادر  سر کنه و  باهات بیاد  تا  درمونگاه   ،  خوبیت نداره  تنها  باشی .    سپس  خطاب به  خدمتکار و  ندیمه اش  با  حالتی  رنجیده خاطر و ازرده حال  گفت  ؛     وخی   وخی  ،  دخترک  چشم سفیده  بی حیا   ،  خیر  سرت  دیشب توی مراسم  ختم   از  بس  ازت  تعریف تمجید کرده بودم که  چند تا از  خانم های  غریبه  مش...
33 بازدید 4 likes
توسط بر آگوست 26, 2021
#آیا_می_دانستید ? #مارکز و #یوسا در ابتدا دوستان خوبی بودند،اما به دلیل دیدگاههای چپ گرایانه مارکز بین آن دو اختلاف افتاد و یوسا یکبار چنان از دست مارکز ناراحت شد که در مراسم رسمی مشتی به صورت مارکز زد.  @ketabdooni ✨
30 بازدید 5 likes
توسط بر آگوست 1, 2021
داستان کوتاه      بلیط واسه اردکان میخواستم قربان.  ... تشکر.  (پسرک  جوان و خوش قد و بالایی ست.  کمی لوکنت دارد .  او تنهاست  و یک قفس بزرگ همراه دارد ‌   به  طوطی میگوید   ؛  هرچی کشیدم از دست تو بود.  عمرم رو گرفتی . منو به چه روزی رسوندی . چه خون ها ریخت  و چه دسیسه ها شد.  کاش هرگز .....    کاش همه زنده بودن .  حتی مادام پیره هم زنده بود و  مثل بیست سال پیش به من فحش میداد و من هم همش توپم رو الکی شوت میکردم توی حیاطش   تا بیام و بتونم تو رو یک نظر  ببینم . ) کمی سکوت.... ...
44 بازدید 5 likes
توسط بر آگوست 1, 2021
تاریخچه حروف پآرسی … تاریخچه الفبای فارسی دبیره و خط آریایی که بر پایه گفته داریوش در کتیبة بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبیره‌ای بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونیهایی پدید آوردند و به یاری آن دبیره‌های پارتی اشکانی ، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبه‌ای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی(دین دبیره) و بسیاری دبیره‌ها و خط‌های دیگر را پدیدآوردند. دبیره فارسی که امروزه با آن سرگرم نوشتن هستیم و از روی ناآگاهی آن را خط عربی میخوانیم نیز، در راستای همین روند فَ...
40 بازدید 4 likes
توسط بر جولای 30, 2021
    چرت نویس .....  (لطفا وقتتان را صرف خواندنش نکنید )  در عرش کبریا سکوت عمیق میشه و حوصله اش سر میره. حوصله ی کی سر میره؟ خب والا خودمم دقیق نمیدونم . ولی احیانن ساکنین vip وی آی پی و مخصوص به خودش رو داره اونجا. شاید هم فقط یک ساکن داشته باشه. فعلا اطلاعات موسق و قابل استنادی در دسترس نیست. ولی احیانن جناب بزرگوار و بخشنده ی مهربان اونجا نشسته و میاد کنترل تلویزیون رو بر میداره تا ببینه مخلوقاتی که آفریده در چه حالن . ابتدا شبکه های مخصوص سیارات دیگه رو میگیره و یه تعداد یوف...
68 بازدید 5 likes
توسط بر جولای 29, 2021
داستان کوتاه  افکاری گوناگون سویش سرازیر شده اند ، پسرک در فرار از افکاری آزاردهنده از خانه خارج میشود ، درب را آرام میبندد تا مادربزرگ پیرش از خواب بیدار نشود . آسمان خالی از ستاره ست و ابرهای سیاهی برسر شهر خیمه زدند ، شهر اسیر بغض لجباز و طولانی شد . پسرک نگاهی به سنگفرش دوخت ، خیابان خیس ولی باران نیست ، پسرک نگاهی به انتهای بن بست انداخت همچنان درخت پیر انجیل تکیه به دیوار زده ، شاخسارش همچون بازوهای بلندی بروی شانه های دیوار پیش رفته . پسرک بی هدف راهیه خیابان های سرد و ساکت میشود ،...
51 بازدید 3 likes
توسط بر جولای 29, 2021
  آسمان میبارد اما در نگاه دخترک این بارش زیباست، او حامل مهمترین خبر روزگارش است ، خبری که نقطه ی عطف تقدیرش شده و او را از عمق یاس و ناامیدی نجات داده و به اوج سبک بالی و خوشبختی رسانده .   خبری که انقدر برایش مهم و محترم است که سر از پا نمیشناسد و هربار با مرور هرانچه بتازگی رخ داده  به سر شوق و  شعف می اید و بی اختیار اشک  شوق چشمانش را طر  میکند  ...   او  پاکتی در دست دارد  و  انچنان محکم به ان چسبیده که گویی  سند و برگه ی رسمی ورود به بهشت  را  درونش  پنهان کرده است.   او  باورش نم...
51 بازدید 2 likes
توسط بر جولای 12, 2021
 داداىیسم    .. دادا، دادائیسم، داداگری یا مکتب دادا (به فرانسوی: Dadaïsme) جنبشی فرهنگی بود که به زمینه‌های هنرهای تجسمی، ادبیات (بیشتر شعر) تئاتر و طراحی گرافیک مربوط می‌شد. این جنبش در زمان جنگ جهانی اول در شهر زوریخ در کشور سوئیس پدید آمد.      پیش‌زمینه و انگیزه‌ها دادائیسم را می‌توان زاییده‌ی نومیدی، اضطراب و هرج و مرج ناشی از آدمکشی‌ها و خرابی‌های جنگ جهانی اول دانست. دادائیسم زبان حال کسانی است که به پایداری و دوام هیچ امری امید ندارند، در واقع دادائیسم با همه‌چیز مخالف ا...
65 بازدید 3 likes
توسط بر جولای 10, 2021
    لعنت  به  هر  چی  گله... لعنت به هر چی  هدیه ست....  لعنت به هر چی  خاره...     بخدا دیگه خسته شدم  جناب  قاضی..   این  نگهبان شیفت  شب  یه شاخه گل  از داخل حیاط  کنده بود  و  خارش  رفت  توی  دستم...      چرا  شما ها  اینقدر ساکتید؟  اهان  ببخشید  حواسم  نبود  که  دادگاه  رسمیه...    البته  من همه چیز رو به آقای بازپرس هم گفتم. چیزی دیگه ای ندارم. یعنی اصلاً دیگه چیزی نمونده بگم. اما حالا که این همه آدم اینجا جمع شدن و اینقدر مشتاق شنیدنن میگم. (مکث طولانی) انگار مجبورم که بگم. ما،...
70 بازدید 2 likes