توسط بر ژوئن 21, 2022
با صدای مهیبی از خواب پرید ! وای خدایا این صدای چی بود دیگه ؟ از ترس خودش را به بالش چسباند. سر وصدا مال زن و شوهر طبقه بالایی بود که داشتند مشاجره و دعوا می‌کردند، گوشهایش را حسابی تیز کرد ظاهرا مرد همسایه چیزی را به سمت همسرش پرت کرده بود. صدای خانم را شنید که با فریاد می‌گفت: من دیگه نمی‌تونم با دست لباس‌هاتون رو بشورم، یا یکی رو میاری لباسشویی رو تعمیر کنه، یا خودت شب لباس‌ها رو بشور و صدای مردی که ازراه‌‌ پله‌ها جواب می‌داد،امروز زنگ می‌زنم میاد تعمیرش می‌کنه وصدای کوبیدن درب کوچه... ...
71 بازدید 16 likes