توسط بر ژوئن 17, 2022
میز ایستاده است.صندلی ایستاده است.مبل ایستاده است.دیوار ایستاده است.و شاید گوش می دهند.گوش می دهند کلماتی را که توی گوشی دکتر می دوند و با جواب دکتر رقابت می کنند. -اره،اره...میام...یه ربع،نیم ساعت دیگه راه میفتم.نه این آخریه.مگه مهمون ها اومدن؟پس چرا عجله می کنی؟آروم باش،اصلا... کلمات از جواب او سبقت گرفتند. -چی؟...ببین اصلا نمی خواد نگران باشی،غریبه که نیستند.این کلمه ی مادر شوهر کم کم داره اساطیری میشه ها! از کلماتِ همسرش جلو می زند. -نه مسخره نمی کنم‌معلومه که برام مهمی. نباید خوشحال...
17 بازدید 2 likes