بنیامین نوری https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ <![CDATA[بنیامین نوری صفحه‌ی "وارِش" را دوست داشت.]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/shin66/ https://hamboodgah.com/Social/index.php/shin66/ Fri, 14 Jan 2022 10:26:04 +0000 بنیامین نوری <![CDATA[Anderia Noshad اکنون با بنیامین نوری دوست شده است.]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ Sun, 28 Nov 2021 18:46:30 +0000 Anderia Noshad <![CDATA[شهناز ژولیده اکنون با بنیامین نوری دوست شده است.]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ Sat, 28 Aug 2021 14:06:24 +0000 شهناز ژولیده <![CDATA[Arvin karimi اکنون با بنیامین نوری دوست شده است.]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ Sat, 29 May 2021 17:28:25 +0000 Arvin karimi <![CDATA[جواد محمدی اکنون با بنیامین نوری دوست شده است.]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ Fri, 14 May 2021 12:02:56 +0000 جواد محمدی <![CDATA[بنیامین نوری یک نوشته ایجاد کرد]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/blog/963/وفا/ حدوداً چند ماه پیش بود که یک گربه‌ی سفید آمد در حیاط خانه‌مان و دو بچّه‌ گربه به دنیا آورد. بعد از مدّتی گربه‌ی مادر رفت ولی بچّه‌ گربه‌ها در حیاط مانده بودند. مادر من که سابقه‌ی بزرگ کردن شش بچّه گربه را در حیاط پدربزرگم داشت، تصمیم گرفت این‌ دو را هم بزرگ کند. گربه‌ی اوّلی یکی از گوش‌هایش سیاه بود و دیگری هر دو گوشش. مادرم نام اوّلی را گذاشت 《یه گوش》و نام دومی را گذاشت 《دو گوش》. چند هفته گذشت، مادرم در طی این چند هفته، یا خودش برایشان جگر و گردن مرغ می‌خرید یا وقتی ما می‌خواستیم بیرون برویم از ما می‌خواست برایشان خرید کنیم. ولی بعد از چند هفته دو گوش حیاط خانه‌ی ما را ترک کرد و یه گوش تنها ماند. بعد از چهار یا پنج روز یه گوش هم رفت. بله، احتمالاً الان با خودتان می‌گویید:《گربه همینه... وفا نداره.》امّا شاید تعجّب کنید اگر بگویم یه گوش فقط هفت روز ما را ترک کرد و بعد از هفت روز دوباره برگشت و آمد زیر پنجره‌ی اتاق مادرم شروع کرد به میو میو کردن!

#بنیامین_نوری

]]>
https://hamboodgah.com/Social/index.php/blog/963/وفا/ Wed, 05 May 2021 14:09:28 +0000 بنیامین نوری
گلاره جباری https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/?comment-id=82 https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/?comment-id=82 Wed, 21 Apr 2021 06:19:08 +0000 گلاره جباری <![CDATA[بنیامین نوری یک نوشته ایجاد کرد]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/blog/915/رمضان/ «مستقیم؟»
«بیا بالا.»
«سلام... خسته نباشی.»
«سلام علیکم... ممنون.»
«روزه نیستی که... می‌خوام آب بخورم.»
«روزه هستم ولی شما بخور، راحت باش، نوش جونت.»
«از صبح تا شب خودت رو گشنه و تشنه می‌ذاری برای چی؟»
«به شما آسیب می‌زنه روزه گرفتن من؟»
«آخیش... جون گرفتم... به من آسیب نمی‌زنه، به خودت آسیب می‌زنه.»
«شما نگران من نباش.»
«خدا به تشنه و گشنه بودن تو نیاز نداره.»
«من نیاز دارم.»
«تو هم نیاز نداری.»
«اگه دنبال دعوا هستی همینجا پیاده‌ت کنم.»
«دنبال دعوا نیستم... آدم بی‌منطق رو نمی‌فهمم.»
«من بی‌منطقم... تموم می‌کنی این بحث رو؟»
«چرا ناراحت می‌شی؟»
«بعد میگن چرا ما جهان سومیم؟! ما هنوز احترام یاد نگرفتیم.»
«جهان سومی بودنمون به خاطر همین کارهاست.»
«من فکر می‌کردم ما راننده تاکسی‌ها تخصص سیاست داریم... گویا مسافرها بیشتر سیاست حالیشونه.»
«من سیاست نمی‌دونم ولی می‌دونم اون‌هایی که باید سیاست بدونن هم نمی‌دونن.»
«شما دلت از یه جای دیگه پُره... داری اینجا خالی‌ش می‌کنی.»
«آره... من دلم پُره.»
«من که مسئول پرُ یا خالی بودن دل شما نیستم... هستم؟»
«هه هه... خندیدیم.»
«نه... دارم جدی می‌گم.»
«تو مسئول نیستی... اصلاً بذار بحث رو عوض کنیم.»
«خدا خیرت بده... از یه چیز دیگه بگو.»
«این روزها که همه جا بسته‌س... کسی میاد بیرون؟»
«تا دلت بخواد.»
«البته برای کار و کاسبی تو بد نیست.»
«بگی نگی.»
«یعنی چی بگی نگی؟ مردم میان بیرون به نفع تو هم هست دیگه.»
«مثل اینکه شما هر بحثی رو که شروع می‌کنی یه درگیری بین ما شکل می‌گیره!»
«باشه... باشه... تو اسنپ یا تپسی چی؟ هستی؟»
«نه.»
«چرا؟ سودش خوبه که.»
«به کار من نمیاد.»
«کار تو راننده‌ تاکسیه... اسنپ و تپسی هم راننده تاکسی استخدام می‌کنن.»
«گفتم که به کار من نمیاد.»
«تو این هوای گرم چطوری مسافرکشی می‌کنی؟»
«به هر حال کارمه.»
«اون هم با زبون روزه...»
«هر کاری سختی‌های خودش رو داره.»
«تو جای دیگه‌ای هم کار می‌کنی؟»
«آره.»
«حتماً پولش کفاف زندگی‌ت رو نمیداده که اومدی سمت تاکسی بودن، درسته؟»
«نه، کفاف می‌داد... هنوز هم میده.»
«پس چرا اومدی تو این کار؟»
«آخر سر می‌فهمی.»
«ماشالله هم خودت هم تاکسی‌ت یه علامت سؤال بزرگ هستین.»
«بگی نگی آره.»
«تو هم ما رو کُشتی با بگی نگی!»
«این قدر تو از ما سؤال پرسیدی... میشه من هم از تو سؤال بپرسم؟»
«بپرس.»
«دقیقاً کجا پیاده میشی؟»
«سر اون فرعیه... خوش‌حال شدی دارم پیاده می‌شم؟»
«دروغ نگم، آره.»
«همینجا... همینجا... چقدر میشه؟ من همیشه دو و پونصد میدم.»
«این ماشین کرایه‌ش فرق می‌کنه.»
«فرق می‌کنه؟... زرنگ هم تشریف داری؟... باشه بیا این سه هزار تومن.»
«من پول نمی‌گیرم.»
«پس چی می‌گیری؟»
«این عکس رو نگاه کن داخل گوشی‌م، دخترمه... سه ماهه که تو کُماست... من نذر کردم تا وقتی از کُما بیرون بیاد مسافرکشی کنم و به جای کرایه از مسافر صلوات بخوام.»
«یعنی من یه صلوات بفرستم حله؟»
«آره.»
«الله هم صلی علی... بیا فرستادم... حله؟»
«خداحافظ... در ماشین رو آروم ببند لطفاً.»
«خداحافظ... فضولی نباشه می‌خواستم بگم گوشی‌ت آنتن نداره.»
«آره از صبح نتونستم تماس هم بگیرم... باید ببرمش درستش کنم.»
«خدانگهدار.»
«یاحق.»
*
«سلام.»
«سلام... چه‌قدر زود رسیدی!»
«تاکسی سریع پیدا شد... غذا چی داریم؟»
«بیا کوکوسبزی پختم... راستی بعد از ناهار کار باید برم مصاحبه.»
«این بار می‌خوای با کی مصاحبه کنی؟»
«باورت نمیشه... راضیه رو یادته؟»
«راضیه؟»
«آره همون که تو بیمارستان کار می‌کنه.»
«خب؟»
«گفت یه ساعت پیش، یه دختری تو بیمارستانشون از کُما اومده بیرون، باباش هم نذر کرده بوده که مسافرکشی کنه و ...»
«از مردم به جای کرایه، صلوات بخواد.»
«تو از کجا می‌دونی؟!»
«همینجوری... حدس زدم.»

#بنیامین_نوری #رمضان

 

]]>
https://hamboodgah.com/Social/index.php/blog/915/رمضان/ Mon, 19 Apr 2021 10:53:14 +0000 بنیامین نوری
<![CDATA[سمانه احیایی اکنون با بنیامین نوری دوست شده است.]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ Sat, 17 Apr 2021 04:44:44 +0000 سمانه احیایی گلاره جباری https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/?comment-id=66 https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/?comment-id=66 Tue, 13 Apr 2021 21:51:00 +0000 گلاره جباری <![CDATA[الهه فلاح اکنون با بنیامین نوری دوست شده است.]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ Mon, 12 Apr 2021 18:54:13 +0000 الهه فلاح <![CDATA[سمیه کاظمی حسنوند اکنون با بنیامین نوری دوست شده است.]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ Sun, 11 Apr 2021 19:38:27 +0000 سمیه کاظمی حسنوند <![CDATA[مزدک صالحی اکنون با بنیامین نوری دوست شده است.]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ Sun, 11 Apr 2021 18:32:40 +0000 مزدک صالحی <![CDATA[بنیامین نوری یک نوشته ایجاد کرد]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/blog/882/تمام-شد/ سی روز، سی بلاگ تمام شد!

سعی کردم در این سی روز، مطالبی را منتشر کنم که مفید باشند و کسی از خواندنشان پشیمان نشود.

در آخر چند پیشنهاد برای همبودگاه عزیز و دوست‌داشتنی:

۱. حتماً به فکر اپیکیشن باشید و یک اپیکیشن خوب برای سایتتون طراحی کنید.

۲. چالش‌های بیشتری برگزار کنید تا دوستان برای نوشتن در همبودگاه انگیزه داشته باشند.

۳. برای کتابفروشی‌های استان‌ها و شهرستان‌های دیگر دعوت‌نامه بفرستید.

 

باز هم در همبودگاه بلاگ منتشر خواهم کرد و مطمئنم همبودگاه روزهای خوبی در پیش خواهد داشت.

#بنیامین_نوری #همبودگاه

]]>
https://hamboodgah.com/Social/index.php/blog/882/تمام-شد/ Thu, 08 Apr 2021 08:08:41 +0000 بنیامین نوری
<![CDATA[مهیا کاظمی اکنون با بنیامین نوری دوست شده است.]]> https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ https://hamboodgah.com/Social/index.php/profile-2702/ Wed, 07 Apr 2021 17:50:18 +0000 مهیا کاظمی