حسام زاهدی
توسط بر سپتامبر 21, 2020
62 بازدید

نوآوری داستان نسل بشر است. عامل برتری نوع ما در زمین هم همین بوده است. توانایی همکاری و تلفیق (ترکیب استعدادها، ایده‌ها و منابع مختلف به مجموعه‌ای بزرگ‌تر)، جامعه‌ای مدرن بر پایه تعاملات متقابل سودبخش و سازنده ایجاد کرده است. 
با همه این‌ها، نوآوری مانند یک معما باقی‌مانده است. با این ‌که صدها کتاب و هزاران مقاله راجع به این موضوع نوشته‌شده، نوآوری در دنیای واقعیت به میزان کمی درک شده است. اساتید مدارس کسب‌وکار تمام دوران شغلی خود را به این مسئله اختصاص می‌دهند. شرکت‌ها و دولت‌ها میلیاردها دلار بر روی آن هزینه می‌کنند. میلیون‌ها نفر ادعا می‌کنند که هرروز مشغول انجام آن هستند، بااین‌حال هنوز اکثر افراد واقعاً نمی‌دانند چه چیزی فرآیند نوآوری را ایجاد، تقویت و یا تسریع می‌کند. 
امروزه چیز عجیبی نیست اگر بگوییم نوآوری باعث رشد اقتصادی و فراهم‌کننده استانداردهای مدرن زندگی ماست. با این ‌وجود ما درباره پیدایش کهکشان‌ها بیشتر می‌دانیم تا درباره فرآیند سیستماتیکی که به ایجاد شرکت‌هایی نظیر گوگل و یا فیس‌بوک می‌انجامد. دانشمندان فعال در کیهان‌شناسی توانایی این را دارند تا با انجام آزمایش‌هایی که با دقت برنامه‌ریزی‌ شده‌اند، فرضیه‌های موجود درباره منشأ گیتی را با استفاده از سرعت سنجی سقوط، زمان‌سنجی رادیومتری، تابش زمینه و یا روش‌های دیگر امتحان و تایید کنند، و بعد به ارائه حدسیاتی برای توضیح مواردِ با جزئیات قابل‌محاسبه بپردازند. با این ‌حال وقتی پای نوآوری به وسط می‌آید، تنها کاری که دانشمندان علوم اجتماعی انجام می‌دهند، هزینه مقادیر هنگفت برای حل مشکل و استفاده از روش آزمون‌وخطاست. ما باید بهتر از این در این زمینه عمل کنیم و توانایی این کار را هم داریم. 
تولد کهکشان‌ها بی‌شباهت به تولد نوآوری نیست. در سال 1980 میلیون‌ها نفر از آمریکایی‌ها شیفته مجموعه تلویزیونی کوزموس  با اجرای کارل سگن ستاره‌شناس آمریکایی بودند. بعد از سه دهه، کوزموس هنوز هم پربیننده‌ترین مجموعه تلویزیونی شبکه پی بی اس  است. 
یک ‌لحظه خاطره‌انگیز ویژه در این مجموعه وجود داشت. در قسمت «آبی برای سیاره‌ای قرمز» ، سگن به ترکیبات حیات بر روی زمین پرداخت، ولی آنچه جلب ‌توجه می‌کرد نحوه انجام این کار توسط او بود. در ابتدا با یک خمره پر از آب شروع کرد و سپس این مواد مختلف و عجیب را به آن اضافه کرد: چهار سطل بزرگ از زغال (کربن)، یک سطل گچ (کلسیم)، سطلی از میخ (آهن)، یک محفظه کوچک حاوی نیتروژن مایع، و چند عنصر دیگر که ظاهراً اتفاقی انتخاب‌ شده بودند. همه آن‌ها را داخل دیگی ریخت. 
در آخر سگن چوبی بزرگ برداشت و مثل پیرزن جادوگر قصه‌ها معجون را هم زد. او توضیح داد که چیزهایی که داخل دیگ انداخته دقیقاً و به اهمان نسبت همان عناصری هستند که در یک انسان وجود دارند. اما سؤالی که سگن پرسید این بود که چرا این عناصر، یک انسان نیستند؟ تفاوت این خورشت عناصر با انسانی که دقیقاً از همان مواد تشکیل‌شده، چه بود؟ پاسخ سگن این بود: «جوهر حیات نه ‌اتم‌ها و مولکول‌های تشکیل‌دهنده ما، بلکه نحوه قرارگیری آن‌ها کنار یکدیگر است.» به بیانی دیگر وقتی شما مواد خام را گرفته و ترکیب می‌کنید، نیاز به دستورالعملی ویژه دارید تا این مواد را به چیزی خاص تبدیل کنید. این طرز تهیه است که باعث تولید چیزی مهم‌تر از مجموعه‌ای از اجزای تشکیل‌دهنده می‌شود. 
همین داستان درباره نوآوری صدق می‌کند. صرف داشتن عناصر اولیه لازم، الزاماً به موفقیت در نوآوری منجر نمی‌شود. لازم است این مواد خام آماده و به روش درست ترکیب شود، درست همان چیزی که در سن دیگو رخ‌ داد. 

#کتاب #جنگل #بارانی #ترکیب #عناصر #نوآوری