محصولات ویژه
صفحههای ویژه
اشخاص
آموزشی
#نوآوری
سپتامبر 21, 2020
58 بازدید
نوآوری داستان نسل بشر است. عامل برتری نوع ما در زمین هم همین بوده است. توانایی همکاری و تلفیق (ترکیب استعدادها، ایدهها و منابع مختلف به مجموعهای بزرگتر)، جامعهای مدرن بر پایه تعاملات متقابل سودبخش و سازنده ایجاد کرده است.
با همه اینها، نوآوری مانند یک معما باقیمانده است. با این که صدها کتاب و هزاران مقاله راجع به این موضوع نوشتهشده، نوآوری در دنیای واقعیت به میزان کمی درک شده است. اساتید مدارس کسبوکار تمام دوران شغلی خود را به این مسئله اختصاص میدهند. شرکتها و دولتها میلیاردها دلار بر روی آن هزینه میکنند. میلیونها نفر ادعا میکنند که هرروز مشغول انجام آن هستند، بااینحال هنوز اکثر افراد واقعاً نمیدانند چه چیزی فرآیند نوآوری را ایجاد، تقویت و یا تسریع میکند.
امروزه چیز عجیبی نیست اگر بگوییم نوآوری باعث رشد اقتصادی و فراهمکننده استانداردهای مدرن زندگی ماست. با این وجود ما درباره پیدایش کهکشانها بیشتر میدانیم تا درباره فرآیند سیستماتیکی که به ایجاد شرکتهایی نظیر گوگل و یا فیسبوک میانجامد. دانشمندان فعال در کیهانشناسی توانایی این را دارند تا با انجام آزمایشهایی که با دقت برنامهریزی شدهاند، فرضیههای موجود درباره منشأ گیتی را با استفاده از سرعت سنجی سقوط، زمانسنجی رادیومتری، تابش زمینه و یا روشهای دیگر امتحان و تایید کنند، و بعد به ارائه حدسیاتی برای توضیح مواردِ با جزئیات قابلمحاسبه بپردازند. با این حال وقتی پای نوآوری به وسط میآید، تنها کاری که دانشمندان علوم اجتماعی انجام میدهند، هزینه مقادیر هنگفت برای حل مشکل و استفاده از روش آزمونوخطاست. ما باید بهتر از این در این زمینه عمل کنیم و توانایی این کار را هم داریم.
تولد کهکشانها بیشباهت به تولد نوآوری نیست. در سال 1980 میلیونها نفر از آمریکاییها شیفته مجموعه تلویزیونی کوزموس با اجرای کارل سگن ستارهشناس آمریکایی بودند. بعد از سه دهه، کوزموس هنوز هم پربینندهترین مجموعه تلویزیونی شبکه پی بی اس است.
یک لحظه خاطرهانگیز ویژه در این مجموعه وجود داشت. در قسمت «آبی برای سیارهای قرمز» ، سگن به ترکیبات حیات بر روی زمین پرداخت، ولی آنچه جلب توجه میکرد نحوه انجام این کار توسط او بود. در ابتدا با یک خمره پر از آب شروع کرد و سپس این مواد مختلف و عجیب را به آن اضافه کرد: چهار سطل بزرگ از زغال (کربن)، یک سطل گچ (کلسیم)، سطلی از میخ (آهن)، یک محفظه کوچک حاوی نیتروژن مایع، و چند عنصر دیگر که ظاهراً اتفاقی انتخاب شده بودند. همه آنها را داخل دیگی ریخت.
در آخر سگن چوبی بزرگ برداشت و مثل پیرزن جادوگر قصهها معجون را هم زد. او توضیح داد که چیزهایی که داخل دیگ انداخته دقیقاً و به اهمان نسبت همان عناصری هستند که در یک انسان وجود دارند. اما سؤالی که سگن پرسید این بود که چرا این عناصر، یک انسان نیستند؟ تفاوت این خورشت عناصر با انسانی که دقیقاً از همان مواد تشکیلشده، چه بود؟ پاسخ سگن این بود: «جوهر حیات نه اتمها و مولکولهای تشکیلدهنده ما، بلکه نحوه قرارگیری آنها کنار یکدیگر است.» به بیانی دیگر وقتی شما مواد خام را گرفته و ترکیب میکنید، نیاز به دستورالعملی ویژه دارید تا این مواد را به چیزی خاص تبدیل کنید. این طرز تهیه است که باعث تولید چیزی مهمتر از مجموعهای از اجزای تشکیلدهنده میشود.
همین داستان درباره نوآوری صدق میکند. صرف داشتن عناصر اولیه لازم، الزاماً به موفقیت در نوآوری منجر نمیشود. لازم است این مواد خام آماده و به روش درست ترکیب شود، درست همان چیزی که در سن دیگو رخ داد.
#کتاب #جنگل #بارانی #ترکیب #عناصر #نوآوری
4 نفر
افرادی که از شهر بمبئی دیدن میکنند، از ازدحام جمعیت و شلوغی بیش از حد این شهر به ستوه میآیند. همه روزه و با وجود این همه شلوغی و ازدحام، پنج هزار غذارسان، در حدود دویست هزار ظرف غذا را از تولید کنندهی غذا (که ممکن است خانههای افراد و یا آشپزخانههای تهیهی غذا باشد)، به درستی به دست سفارشدهندگان میرسانند. در شب، این روند برعکس میشود. بدین معنی که افراد غذارسان، ظروف خالی غذا را (که در زبان هندی به آن دباس میگویند)، به مبداء آن بر میگردانند. به طور میانگین، هر ظرف غذا مسافت 60 کیلومتری را میپیماید. حملونقل این ظروف توسط دوچرخه، قطار، ارابههای دستی و یا با پای پیاده انجام میشود.
با وجود پیچیدگی زنجیرهی تأمین، احتمال اینکه ظرف غذایی به اشتباه به دست یک مشتری برسد، یک در شش میلیون است! این درصد اشتباه حقیقتا حیرت انگیز است، به نحوی که توجه بسیاری از متخصصان عملیات و همچنین صاحب نظران عرصهی مدیریت کیفیت و ششسیگما را به خود جلب کرده است. لباس این افراد متحدالشکل بوده و کلاه و پیراهن سفیدی را شامل میشود و از اینکه در سخت ترین شرایط، غذا را به درستی به دست مشتریان خود میرسانند به خود میبالند.
سیستم کدگذاری قوطیهای ارسال غذا که مشخص کننده نقاط مختلف تحویل است.
روند این خدمت رسانی، در طی سالهای متمادی ثابت بوده و تغییرات اندکی را به خود پذیرفته است. اولینبار نام این غذارسانها سال 1890 میلادی توسط ماهادئو هاواجی[1]، جهانی شد. عادت خدمترسانی، از زمانهای قدیم در هند مرسوم بوده است. دوچرخهها، قطارها و ارابههای دستی نیز تغییر چندانی نکردهاند. اما این غذارسانهای پابرهنه، همواره از نوآوری استقبال کردهاند و هیچگاه مزیتهای نوآوری را نادیده نمیگیرند. امروزه آنها از تلفنهای همراه استفاده میکنند، هماهنگیهای لازم را انجام داده و مشکلات احتمالی را به یکدیگر خبر میدهند. همچنین، آنها از اینترنت برای دریافت سفارشات و اطمینان از رضایت خاطر مشتریان بهره گرفتهاند. ترکیب رویکرد کهن و جدید موجب تداوم موفقیت این کسبوکار شده است. در طی 125 سالی که از راه اندازی این کسبوکار میگذرد، به تدریج در صنعت تهیه و انتقال غذای شهر بمبئی جا افتاده و حاشیهی سود سالانهی آن بین 5 تا 10 درصد است. غذارسانهای بمبئی، نمونهی بارزی از مدل کسب و کار موفق و تکرارپذیری است که توانسته خود را با تغییر هماهنگ ساخته، و در عین حال بهبود مستمر را در هستهی خود و در بالاترین سطح به مرحلهی اجرا بگذارد. این ترکیب باعث دفع هرگونه تهاجمی از سوی رقبا در طی یک قرن شده است.
#کسب_و_کار #تکرارپذیری #نوآوری
[1] .Mahadeo Havaji
دیوار گفتگو
گروههای ویژه
انجام پروژه
کتابخوانی
کتابخوانی
تخصصی
موضوعات داغ
داغ از اکتبر 29, 2020




