دوست داشتن
تاریخ انتشار:
آگوست 4, 2020
دوست داشتن
افرادی که از شهر بمبئی دیدن میکنند، از ازدحام جمعیت و شلوغی بیش از حد این شهر به ستوه میآیند. همه روزه و با وجود این همه شلوغی و ازدحام، پنج هزار غذارسان، در حدود دویست هزار ظرف غذا را از تولید کنندهی غذا (که ممکن است خانههای افراد و یا آشپزخانههای تهیهی غذا باشد)، به درستی به دست سفارشدهندگان میرسانند. در شب، این روند برعکس میشود. بدین معنی که افراد غذارسان، ظروف خالی غذا را (که در زبان هندی به آن دباس میگویند)، به مبداء آن بر میگردانند. به طور میانگین، هر ظرف غذا مسافت 60 کیلومتری را میپیماید. حملونقل این ظروف توسط دوچرخه، قطار، ارابههای دستی و یا با پای پیاده انجام میشود.
با وجود پیچیدگی زنجیرهی تأمین، احتمال اینکه ظرف غذایی به اشتباه به دست یک مشتری برسد، یک در شش میلیون است! این درصد اشتباه حقیقتا حیرت انگیز است، به نحوی که توجه بسیاری از متخصصان عملیات و همچنین صاحب نظران عرصهی مدیریت کیفیت و ششسیگما را به خود جلب کرده است. لباس این افراد متحدالشکل بوده و کلاه و پیراهن سفیدی را شامل میشود و از اینکه در سخت ترین شرایط، غذا را به درستی به دست مشتریان خود میرسانند به خود میبالند.
سیستم کدگذاری قوطیهای ارسال غذا که مشخص کننده نقاط مختلف تحویل است.
روند این خدمت رسانی، در طی سالهای متمادی ثابت بوده و تغییرات اندکی را به خود پذیرفته است. اولینبار نام این غذارسانها سال 1890 میلادی توسط ماهادئو هاواجی[1]، جهانی شد. عادت خدمترسانی، از زمانهای قدیم در هند مرسوم بوده است. دوچرخهها، قطارها و ارابههای دستی نیز تغییر چندانی نکردهاند. اما این غذارسانهای پابرهنه، همواره از نوآوری استقبال کردهاند و هیچگاه مزیتهای نوآوری را نادیده نمیگیرند. امروزه آنها از تلفنهای همراه استفاده میکنند، هماهنگیهای لازم را انجام داده و مشکلات احتمالی را به یکدیگر خبر میدهند. همچنین، آنها از اینترنت برای دریافت سفارشات و اطمینان از رضایت خاطر مشتریان بهره گرفتهاند. ترکیب رویکرد کهن و جدید موجب تداوم موفقیت این کسبوکار شده است. در طی 125 سالی که از راه اندازی این کسبوکار میگذرد، به تدریج در صنعت تهیه و انتقال غذای شهر بمبئی جا افتاده و حاشیهی سود سالانهی آن بین 5 تا 10 درصد است. غذارسانهای بمبئی، نمونهی بارزی از مدل کسب و کار موفق و تکرارپذیری است که توانسته خود را با تغییر هماهنگ ساخته، و در عین حال بهبود مستمر را در هستهی خود و در بالاترین سطح به مرحلهی اجرا بگذارد. این ترکیب باعث دفع هرگونه تهاجمی از سوی رقبا در طی یک قرن شده است.
[1] .Mahadeo Havaji
1 نفر دوست داشت
چه شباهتها و اشتراکاتی میان یک ظرف غذای چندطبقه[1]، یک کتابخانه[2] و مایکل جردن[3] وجود دارد؟
بارزترین وجه اشتراک موارد فوق این است که هر سه، نماینده موفقیت در کسبوکاری خاص هستند. در هر سه مورد، موفقیتهایی که در ابتدای امر به دست آمده، استمرار یافته و اغلب در طی دههها و در دنیایی سرشار از تغییر، به طور مداوم تکرار شده است.
در دنیای امروز، که تغییر، ویژگی جدانشدنی آن به شمار میرود، این استمرار در موفقیت، بسیار عجیب است. اما با توجه به آمارها و تجزیه و تحلیلهایی که در کتاب تکرارپذیری توسط نویسندههای کتاب انجام شده است، این امر بسیار بدیهی است. آنها در کتاب نشان میدهند که سادگی، تمرکز و به کارگیری هنر تغییر مستمر، همواره منجر به موفقیت در به کارگیری استراتژیهای تغییر میگردد. پیچیدگی و عدم استمرار، به عنوان قاتلین خاموش رشد در نظر گرفته شده و می تواند منجر به چرخههای "عیاشی و توبه[4]" شده و در نهایت، تضعیف هستهی کسبوکار را بهدنبال دارد.
نویسندههای کتاب در تحقیقات خود به این نتیجه میرسند که موفقیت مستمر در نتیجهی انتخاب بازار به دست نمیآید، بلکه به طراحی اصولی یک شرکت (متغیری که میتوان بیشترین کنترل را بر آن اعمال کرد) و همچنین به بهبود و پذیرش مستمر در شرکت (که منجر به یادگیری عمیقتر و مزیت رقابتی پایدارتر میگردد)، ارتباط دارد. این کتاب قصد دارد تا ماهیت شرکتهایی را نشان دهد که قادرند به طور مستمر با تغییرات خود را تطبیق داده و از این رو موفقیتهای خود را پیدرپی تکرار کنند. مدل به کار گرفته شده در این کسب و کارها مدلهای تطبیقپذیر جامع نامگذاری شدهاند.
[1] .Tiffin tin
[2] .Bookcase
[3] .Michael Jordan
[4] . Binge and Purge Cycles
موارد دوست داشته شده دیگر
مدیر صفحه
-
حسام زاهدیبنیانگذار (موسس)





