گزیده ی اندیشه های نو در رمان نویسی (بخش پنجم)
پیرنگ ها باید آغاز، میانه و انجام، داشته باشند و داستانی کامل را شرح دهند. پیرنگ ها گوناگونند. در پیرنگ های قوی حوادث مهمی روی می دهند و علت و مع...نمایش بیشترگزیده ی اندیشه های نو در رمان نویسی (بخش پنجم)
پیرنگ ها باید آغاز، میانه و انجام، داشته باشند و داستانی کامل را شرح دهند. پیرنگ ها گوناگونند. در پیرنگ های قوی حوادث مهمی روی می دهند و علت و معلولی اند و شبکه ای از کشمکش ها را می آفرینند.
شخصیت ها انتخاب هایی
می کنند که در گره گشایی اثر دارند، آرام آرام به پرسش های جزیی پاسخ داده می شود تا علاقه ی خواننده به خواندن رمان باقی بماند.
هر عنصر وارد شده به رمان تا به آخر دنبال می شود و تمام پیرنگ های فرعی گسترش می یابند و کار به پایان می رسد.
داستان به این سبب نوشته می شود که چیزی وجود دارد که نمی توانی فراموشش کنی چیزی که باید به آن پی ببری.
گزینش زاویه ی دید، تصمیم گیری است درباره ی شیوه ی نقل داستان و این که چه کسی رخ دادها را شرح دهد و این گزینش مهم ترین کار رمان است.
بسیاری زاویه دید های مختلف و وجوه گوناگون فعل را می آزمایند تا مناسب ترین زاویه ی دید را برگزینند، برخی شیوه ای شخصی دارند.
کتاب هایی که در این مورد نوشته شده را بخوانید تا روش ویژه ی خود را بیابید. بررسی روش به کار بردن زاویه ی دید در رمان هایی که به آن ها علاقه داری نیز بسیار آموزنده است.
فلانری اکانر می گوید:
زاویه ی دید مرا دیوانه می کند اگر آن را زیر پا بگذاری احساس واقعی بودن از بین می رود و کار
به کلی خراب می شود.
پیش از هر چیز باید بیاموزی که چگونه شخصیت هایی بیافرینی که خواننده وجودشان را عزیز بدارد، شخصیت هایی سرزنده، خواستنی، آرزومند و پیچیده.
گاه شخصیتی تمام عیار نیاز داری و جلب توجه کننده، یا شخصیتی که نیم نگاهی به او بیندازی، یا آدم ویژه ای، یا شخصیت داستان فراموش شده ای، یا شخصی واقعی و یا شخصیتی از وجود خودت.
همان طور که در زندگی به تدریج افراد را می شناسی در رمان هم باید همین گونه باشد.
فکر کن ببین اولین بار چگونه با معشوقت آشنا شدی؟چه چیزش جذبت کرد؟ رختش، طرز راه رفتنش، رفتارش، گفتارش،بامزه بودنش، قیافه اش، مزخرف بودنش، مهربانی اش و.....؟
شخصیت های رمان باید ما را شگفت زده کنند، با رویدادها هماهنگ باشند، اندازه ی شگفت زده کردن شخصیت بستگی به گره خوردن پیرنگ و شخصیت دارد.
کنش های ثابت و روش ویژه ی زندگی شخصیت، او را به ما می شناساند. وقتی کنش های ثابت به دلایلی تغییر می کند کشمکش پدید می آید، پیشامدی تکانش می دهد سبب می شود به کنش ثابتش بیندیشد و باعث کنش حرکتی شود
مانند فردی که همیشه به کارهای روزمره اش می رسد، ناگهان بیماری سختی می گیرد و به گذشته اش می اندیشد و آدم دیگری می شود.
شخصیت داستان باید نویسنده را هم شگفت زده کند، مثال: در رمان غارنشین از دوروتی آلیسن، پدر بزرگ پلیدی در میانه ی داستان با دسته گلی برای تزیین تالار وارد می شود و داستان در مسیری نامعین می افتد و به هسته ی داستان نزدیک می شود. یا مرگ شخصیت که سبب آزار نویسنده می شود.
وقتی شخصیتی قصد تغییر مسیر رمان را دارد باید رفتارش را ارزیابی کنی و به کمک شناختی که از طبیعت انسان داری و هنر نویسندگی بفهمی که به صلاح رمان است یا نه؟ تو باید انتخاب کنی.
رمان نویس کنجکاو است و مشاهده گر، رفتار آدم ها را می کاود که چرا این گونه اند؟ و برای فهم رفتارشان می اندیشد تا به پاسخ برسد، ماهرانه گوش می دهد به غیبت ها.
جین اسمایلی می گوید:
آدم ها با غیبت کردن می توانند وقایع دوروبرشان را شبیه سازی کنند و از رویدادهای روزمره معجونی عاطفی و اخلاقی بسازند.
شخصیت نباید با بیزاری و خشم آفریده شود انگیزه ی آفرینش رمان نباید آزردن و کینه جویی از فردی حقیقی باشد.اگر نویسنده طوری بنویسد که نشان دهد چرا از او بیزار و خشمگین است و داستان را پیچیده کند و کشمکش پدید آورد و گرهی از زندگی اش را بگشاید زیبا خواهد شد.
آگاهی بخشی یا آموزش دادن، یا تبلیغ مذهبی یا سیاسی مناسب رمان نیست آن ها را در مقاله و کتاب غیر تخیلی باید جست.
پیش داوری در مورد مردم یا شخصیت ها را باید کنار گذاشت زیرا شخصیت های پوشالی می آفریند و خواننده را شگفت زده نمی کند.
اگر فقط خود را برای رمان نویسی اساس کار قرار دهی شکل دیگری دارد. زیرا خود را از پیش کامل می شناسی، در حالی که شخصیت قوی در فرایند اکتشاف آفریده می شود.
شخصیت و باورها در جریان رویدادها شکل می گیرد و اگر شخصیت تو باشی جایی برای اکتشاف نمی ماند
تصوری که از خود داریم دست و پا گیر است. نمی دانیم دیگران نسبت به ما چه نظری دارند؟ ودر موردمان چه فکر می کنند؟ چه تاثیری در زندگی اشان داریم؟ و از دنیای درونی خود خبر نداریم.
تصویر آدم هایی که در زندگی واقعی می شناسی هم محکوم به شکست است.
یک اما هم دارد. برخی رمان نویسان از خودشان نوشته اند. رمان های، حرام زاده ی کارولینایی، از دوروتی آلیسن و
دزد اتومبیل از تیودور ویسنر.
رینولدز می گوید: شخصیت های کتاب هایم همگی خودم هستند البته چهره هایی از من در هیبت شخصی دیگر، ضعف و خباثت های خودم را در قالب شخصیت هایم می ریزم تا تحملشان آسانتر شود. نه فقط ترس بلکه غرور نهفته و عزم استوارم را در دل شخصیت هایم می کارم آن ها بهترین خودهای من، همزادهای من، سایه های من و خواهران منند.
فقط بخشی از هر زندگی فرد می تواند به شکل داستان درآید نه تمامش.
شخصیت ها سه دسته اند.
۱)اصلی، کانون حوادث ۲) فرعی، زیر بنای اصلی و زمینه ساز کنش حرکتی ۳) گذرا، اطلاعات پراکنده می دهند و کشمکش کوچک پدید می آورند.
شخصیت اصلی باید پیچیده باشد و اوضاع زندگی فرد را نشان دهد، اگر خود زندگی باشد شخصیت فرعی هم باید پیچیده باشد و شخصیت های دیگر هم باید حقیقی جلوه کنند.
#تا صفحه ی ۱۸۶
پیشکش نگاهتان.
گزیده ی اندیشه های نو در رمان نویسی (بخش چهارم)
چرا همه ی ما برای لذت بردن رمان می خوانیم؟ زیرا داستان خوب جهان واقعی را از یادمان می برد. جلب توجه خواننده ممکن نیست مگر آنکه اندیشه ها، دانش و بینش خ...نمایش بیشترگزیده ی اندیشه های نو در رمان نویسی (بخش چهارم)
چرا همه ی ما برای لذت بردن رمان می خوانیم؟ زیرا داستان خوب جهان واقعی را از یادمان می برد. جلب توجه خواننده ممکن نیست مگر آنکه اندیشه ها، دانش و بینش خود را به زبان داستان بیان کنی.
داستان گویی چیزی بیش از زنجیره ی رویدادهاست، باید طوری بنویسی که خوانندگان احساس کنند انگار همه چیز پیش چشمشان اتفاق می افتد، رفتار شخصیت ها دیده شود گفتارشان شنیده و محیطش را مشاهده کندو در نهایت به عاقبت داستان علاقه مند شود وحتا آن را پیش بینی کند.
رویدادهای رمان را باید از دریچه ی دوربین فیلم برداری نگریست به ویژه احوال درونی شخصیت ها را یعنی مانند یک فیلم با زنجیره ی صحنه ها به نمایش شواهد بپردازید و نتیجه گیری رفتار و گفتار شخصیت ها را به خواننده بسپارید.
اگر می خواهی صحنه ی اتاقی را وصف کنی باید تمام جزییات دیداری وابسته به زمان، مکان، شکل، رنگ، بافت، بوهای بهم آمیخته در فضا، صداهای پیرامون، دمای اتاق و اینکه نور اتاق از کجاست وچه چیزهایی در نورند یا سایه را بنویسی.
اگر می خواستی از صحنه، فیلم، برداری؟ چطور رفتار می کردی؟ اول چه چیز را نشان می دادی؟ سپس کدام سو را؟برای تاثیر بیشتر صحنه چه عناصری وارد می کردی؟
هر رمانی باید صحنه های شگفت آور و روایی داشته باشد باید به تمام چیزهایی توجه کنی که شخصیت هایت از سر گذرانده اند و تصمیم بگیری که کدام را روایت کنی و یا لا به لای داستان شرح دهی و از کدام صحنه ای بیافرینی؟
هرچه در ذهن داری خاطره ها، نگرش ها، باورها همه را آزادانه بنویس. بریده ی روزنامه ها، مقاله ها، عکس ها و مطالب دفترچه یادداشت را بخوان سپس تصمیم بگیر کدام خاطره واندیشه را به رمانت بیفزایی؟
شخصیت ها کجا و چطور زندگی می کنند؟ کدام صحنه ها پرده از چهره شان بر می دارند و مایه ی کشمکش می شوند؟ یا احساس ها را بر می انگیزانند؟ کدام صحنه ها با هم پیوند دارند؟ کدام رفتارها و تصویر ها تکرار می شوند؟
کدام صحنه تو را کنجکاو می کند که بپرسی چه می شد اگر.....؟ این پرسش ها سبب می شوند هر چیزی جای مناسبش را پیدا کند.
صورت نهایی داستانت را مشخص و منظم کن پس چه می شد اگر.....ها؟ را ادامه بده تا پیرنگ شکل بگیرد.
پاتریشیا هنلی در کتاب آشیانه ی مرغ مگس سان، می پرسد: در هنگامه ی جنگ چه بر سر زنان و کودکان می آید؟وپرسش های دیگر... طرح پرسش و پاسخ به آن ها خواننده را به داستان علاقمند می کند.
در پایان هر رمان خوبی خواننده می فهمد هدف از نقل داستان چه بوده.
پیرنگ می تواند وضعیت بیرونی را نشان دهد مانند: فیلم های کاراگاهی و زنجیره ی رخ داد هایش یا وضعیت درونی را، که بینش عاطفی را نشان می دهند.
برخی نویسندگان، ابتدا پیرنگ را می نویسند طرح کلی را می ریزند و به آن شاخ و برگ می دهند ولی بیشتر آنها می گویند پیرنگ و شخصیت باهم رابطه دارند و پیش از روشن شدن شخصیت ها نمی توان در مورد پیرنگ داستان تصمیم گرفت.
وقتی پیرنگ را نوشتی باید یقین داشته باشی که تمام عناصر وارد شده را تا رسیدن به نتیجه دنبال کرده ای.
قسمت چهارم تا صفحه ۱۲۶
#بخش_پیشین
#آشنایی_ کتاب یکتا
ژوئن 5, 2022
دسته بندی: معرفی کتاب
50 بازدید
از دولت عشق
درود و عرض ادب و احترام
دوستان و همراهان صفحه آشنایی با کتاب یکتا امیدوارم خوب شاد و عاشق باشید . کتاب از دولت عشق نوشته ی کاترین پاندر با ترجمه گیتی خوشدل یکی از بهترین کتاب هایی است که در طی مسیر زندگانی ام آنرا خوانده ام و اگر کسی از من بخواهد تا به وی کتابی پیشنهاد کنم تا بخواند بی شک یکی از اولین گزینه های موجود در ذهنم این کتاب است .
این کتاب پیرامون آموزش یک روش و شیوه ی معجزه آمیز برای تعبیر آرزوهایتان است .
کتابی که شامل متن نامه های ارسالی از جانب مخاطبان آن است . و هر سری نیز چندین نمونه گزارش و متن و شرح موفقیت شخصی جدید پس از انجام آموزه های این کتاب و رسیدن به خواسته اش و تعبیر آرزوی محال خود بدان افزوده میشود .
نامه ها گوناگون و طیف گسترده ای از نیاز ها و حاجت ها و مرادهای دل و عشق ها و خواسته های کوچک و بزرگ را در بر میگیرد.
بطور مثال شخصی در مورد نتیجه ی موفقیت آمیزش پیرامون تعبیر خواسته اش اینگونه مینویسد که :
همیشه آرزو داشتم پیتر (پسرخوانده) منو بعنوان مادر بپذیره . و با تمام وجود بهش محبت میکردم ولی اون بطوری رفتار میکرد که انگار دلیل فوت مادرش من بوده باشم، و هرگز ازش خوش رفتاری نمیدیدم. سالها گذشت و کاملا ناامید شدم . و یکبار چشمم افتاد به کتابی از نویسنده کاترین پاندر . اون رو خوندم. سری چاپ دوم اون بود . اومدم و از جملات نمونه های موجود درونش استفاده کردم و اینگونه زیر لب زمزمه کردم و گفتم :
عشق الهی هم اکنون در حال انجام بهترین ها ، برای گشایش و رفع فاصله ها بین من و پیتر است .
باور کردنی نبود ، صدایی مهیب و عجیب رو درون ناخودآگاه ذهنم شنیدم ، انگار فقط من شنیده بودمش . چون اطرافیان بی تفاوت نشون میدادن در قبال اون صدای انفجار عجیب . ازشون پرسیدم ، آیا شما شنیدید؟ کسی نشنیده بود .
مدتی حدود سه الی چهار روز گذشته بود و من هربار زیر لب زمزمه میکردم و یکبار درب اتاق من برای اولین بار بصدا در اومد و کسی به درب کوبید . تق تق تق ....
بفرمایید داخل .
در کمال تعجب پیتر رو دیدم که با حالتی محفوظ به حیا و خجالتی ، با گونه های سرخ شده و نگاهی که از چشمانم می ربود و زمین را نشانه رفته بود آمد داخل. نمی دانستم چه شده . دستانش را پشتش پنهان کرده بود . آمد و سریع شاخه گلی سرخ را روی میزم گذاشت و تکه ای کاغذ . و از اتاق بیرون رفت. درون کاغذ نوشته بود که بابت تمام مهربانی هایت ازت سپاسگذارم مادر. تمام.
خب این متن یک نمونه کوچک از خواسته های بسیار سطحی و شخصی بود که یکی از مخاطبین برای ناشر ارسال کرده بود . ولی اکثرا نیازها و درخواست ها به موارد مهم تری ختم میشود. مانند ثروتمند شدن . مانند کسب سلامتی برای بیماری سخت . مانند تغییر طالع و بخت . مانند رسیدن به عشق . مانند تغییر شرایط کلی زندگی . و امثالهم.
این کتاب درون محتوای خود پاراگراف هایی را با فونت کمی بزرگ تر نوشته که مربوط به جملات خاصی میشود که مصداق کلید برای گشایش است . البته آزادی عمل بسیاری را به مخاطب داده . یعنی لزوما نیاز نیست که دقیق همان جمله را بکار بگیرید . بلکه کافی است لپ کلام آن را متوجه شوید .
شاید تصور کنید که این کتاب آموزش دعا خواندن است.
شاید جنبه های مشترکی بین دعا خواندن و این کتاب بتوان پیدا کرد ولی به هیچ وجه در آن از دین و پیغمبران پیامبران آسمانی سخن به میان نیامده و زمانی در حدود بیست سال پیش و زمان چاپ اولین تیراژ از ترجمه خانم گیتی خوشدل ، از چاپ اثر جلوگیری شده بود و شائبه بوجود آمده بود که دین نویسنده ی کتاب یعنی کاترین پاندر چیست؟ و تصور غلط بوجود آمده بود که در زمان نگارش این کتاب آتئیست بوده. سپس برای دریافت مجوز چاپ قسمت بسیاری از آن حذف گردید. بنده چون نمونه ی زبان اصلی آنرا نیز سالها خوانده ام میتوانم بگویم که همان بهتر که آن قسمت ها حذف گردید ، زیرا احتمال داشت سبب برداشت غلط مخاطب شود . این مهم را بگویم که کاترین پاندر نویسنده ای سرشناس است که زمان چاپ اثر خود یک فرد معتقد به ادیان الهی و پیرو مسیحیت بوده . و به هیچ وجه آتئیست نبوده .
این کتاب برای هر شخصی از هر نژاد و باور و دینی مفید است .
بنده میتوانم براحتی اثبات کنم که نویسنده ی چنین اثری ، فردی معتقد و با ایمان است. حتی آن زمان که اولین تجربه ی خواندن نسخه اول این اثر را داشتم و در سن ۱۴ سالگی بسر میبردم ، برایم عجیب بود که اگر یک فرد آتئیست است پس چگونه درون آموزه های خود از جملات کلیدی مانند :
عشق الهی
خالق یکتا
خالق بی همتا
پروردگار کائنات
بهره گرفته . زیرا تک تک این کلمات و جملات درون ذکر های معجزه آمیز کتاب از ایمان به حق سرچشمه گرفته .
در مجموع میبایست این کتاب را معجونی از تجارب افرادی دانست که با توکل به فرمول ساده ی کاترین پاندر به خواسته ی پاک قلبی خود رسیده اند .
من نیز در زندگی به درستی و راستی آزمایی گفته هایش اعتقاد آورده ام . زیرا عینن به خواسته ام رسیده ام. البته شاید برایتان مشخص نباشد که منظورم از فرمول کاترین پاندر چیست ؟!...
فرمول او و یا شاید بهتر باشد بگویم راهکار او بسیار ساده است .
شما نیازی دارید ولی از عهده ی رسیدن به آن خواسته بر نمی آیید ، خب آنگاه میتوانید یکی از جملات پررنگ و برجسته ی این کتاب را انتخاب نمایید . یا حتی خودتان جمله ای جدید ابداع نمایید ، زیرا هیچ محدودیتی در انتخاب واژگان نیست مادامی که حق مطلب ادا شود . مثلا
در مکانی خلوت طی زندگی روزمره ، برای لحظاتی سکوت کنید ، به چیزی سرگرم نباشید . بنشینید ، و یا بهتر است حالت ریلکس و آرامش به خود گرفته باشید و از شلوغی و ازدحام و مدرنیته برای لحظاتی فاصله بگیرید . موبایل همراه تان نباشد، تلویزیون روشن نباشد ، آنگاه چند نفس عمیق بکشید . و بگویید ؛
تمام انرژی های مثبت کائنات در این لحظه برای بهبود وضع مالی من، در حال انجام بهترین ها هستند . آمین .
نکته ؛ باید با صوت و صدایی بگویید که دست کم به گوش خودتان شنیده شود نه آنکه در دلتان بگویید .
نکته مهم بعدی ؛
متاسفانه در کشور عزیزمان همیشه در طی این بیست سال ، همان نسخه اولیه و ورژن ترجمه شده ی سرکار خانم گیتی خوشدل به تجدید چاپ رسیده در حالی که بنده میدانم در کشور فرانسه و آلمان ، هر بار به تعداد ذکر نمونه های موفقیت آمیز و ارسالی مخاطبان پرداخته شده و بر حجم کتاب افزوده شده . همچنین مواردی مانند آنچه در بالا و طریقه انجام راهکار گفته شد را نمیتوانید در نسخه موجود در کشورمان بیابید زیرا در نسخه جدید آن که در ماه آگوست ۲۰۲۱ به چاپ رسید به مواردی مانند نداشتن موبایل و یا فاصله از مدرنیته در لحظات بیان کردن جملات اشاره شده است . طبیعتا در نسخه ترجمه خانم خوشدل در بیست و اندی سال قبل چنین مواردی ذکر نشده است . زیرا ما هر چه به پیش میرویم بیشتر اسیر و درگیر مدرنیته و تکنولوژی میشویم و متقابلا از توانایی های روحان و عرفان ما کاسته میشود.
جمله ی پیشنهادی من بعنوان ذکر نمونه ی کاربردی برای شما چنین است :
هم اکنون روح درون مرا برای رسیدن به ................ یاری میدهد.
بنده از چنین موردی دو بار طی زندگی ، شاهد گشایش های عجیبی بودم که بی شباهت با تعبیر رویای محال نبود .
بماند که آیا خواسته ی من ، به نفع زندگانی جسمانی ام بود یا خیر ، ولی هر چه بود تعبیر شد و دستکم مرا به وجود خداوند باری تاری² تعالی و وجود نیروی حاضر و ناظر رسانید و از فردی آتئیست و خداناباور به فردی معتقد و پایبند و با ایمان تغییر داد . زیرا آنگاه که رویای محالت همچون مصداقی از وقوع معجزه ، پیش چشمانت تعبیر شود گل عشق در دلت شکوفه خواهد زد و وجود جرعه ای نور ، دمیده از مهر ایزد منان به پیکره ی زمینی ات را حس خواهید کرد و دگر بار صدای بی صدای نجوای درونت را خواهی شنید . همان نجوای روح درون ، یا به تعبیری وجدان گویا و بی کلامی که در سکوت شبانگاه یک به یک حق را از ناحق تمیز میدهد و گاه اشتباهت را به رخ میکشد و تو را دچار چنان درد وجدانی میکند که بنشینی و از دست کار غلط خودت زار زار گریه کنی و عزم آن را جزم کنی تا برای تغییر و جبران اشتباهت تلاش کنی . خب متاسفانه این روزها همگی دچار جبر و زمانه ی سخت و مردمان ناسازگار با متر و معیار های مدرنیته هستیم و قله ی موفقیت را اشتباه فرض کرده ایم. و تمام افکار ، اعمال و اندیشه ها در راستای کسب منافع مالی و مادی است تا بتوانیم کیفیت زندگانی خود را لااقل از نقطه نظر مادیات بهبود ببخشیم . . خب آن میان گاهی هم چهار عمل خیرخواهانه انجام میدهیم تا خودمان را متقاعد کنیم که فردی خوب هستیم . در حالیکه ما بکلی جنبه های روحانی و معنوی و عرفانی زندگانی را فراموش کرده ایم. اولویت ما مادیات مادیات و مادیات و کسب ثروت بقصد فراهم کردن بستر مناسب برای خود و عزیزان مان هستیم ، و خب این موارد بسیار ارزشمند و خوب هستند اما زمانی که با خصوصیات رفتاری و ملاک های عجیب ما ایرانیان گره میخورد تبدیل میشود به حرص و آز ، طمع، مال اندوزی ، بی مهری، چشم و هم چشمی . حسادت و آنگاه هر چقدر هم ثروت داشته باشیم باز کسی را پیدا خواهیم کرد که بیشتر از ما داشته باشد و اینگونه طعم خوش آسایش و آرامش را از خود و عزیزانمان خواهیم گرفت . ولی با بهره از آموزه های کتاب از دولت عشق کاترین پاندر ترجمه گیتی خوشدل میتوانیم برای کسب آرامش و آسایش و حس لطیف خوشبختی و حضور در کنار عزیزانمان را بدست بیاوریم .
از همین رو مناسب دانستم که آین کتاب را محیط مناسب آشنایی با کتاب یکتا همبودگاه معرفی کنم .
امیدوارم به تک تک خواسته های پاک قلبی خود برسید و از تعبیر آنان هیچ قلب پاکی رنجیده نشود و احساس خوشبختی را لمس کنید .
هیچ چیز غیر ممکن نیست .
و شما همانی هستید که می اندیشید .
▪︎
#شهروزبراری
▪︎
#آشنایی_باکتاب_یکتا
▪︎
#همبودگاه
( گزیده ی اندیشه های نو در رمان نویسی) بخش سوم
رمان ها از زندگی واقعی نویسنده سرشارند. نگارندگان با بهره گیری از دگرگونی های خودشان به همراه نیروی خیال شخصیتهای داستانشان را پرداخته اند.
آ -مانت ...نمایش بیشتر( گزیده ی اندیشه های نو در رمان نویسی) بخش سوم
رمان ها از زندگی واقعی نویسنده سرشارند. نگارندگان با بهره گیری از دگرگونی های خودشان به همراه نیروی خیال شخصیتهای داستانشان را پرداخته اند.
آ -مانت آنسی در رمان و نگرهیل از خاطراتش بهره گرفته است.
خاطرات گنگ را با خاطرات دیگرتان بیامیزید تا دست مایه ی داستان شود.
ماده ی داستانی بر اساس جهان بینی شماست وبا دگرگونیتان رشد می کند و بازتاب جنبه هایی از زندگیتان است که در بخش خودآگاه ذهنتان وارد شده است، نوشتنتان را دگرگون می کند و سبب میگردد دیوار نادانسته هایتان فرو بریزد و مشکل داستانتان حل شود.
داده های سودمند در مورد جهان پیرامونتان را به دست آورید، هر قدر هم که زندگی هوشیارانه ای داشته باشید.
هر آنچه می بینید و می شنوید را به خاطر بسپارید. نکته های ظریف، لطیفه ها، نقل قول ها، جزییات چشمگیر، آنچه سبب توجه وخیرگی شما می شود و شما را به یاد چیزهای دیگر می اندازد.
راب فورمن دو ، کتاب( دوران زندگی آن زن) را از خاطره ی افتادن گلدانی بزرگ از روی میز رستورانی الهام گرفته که در زندگی اش رخ داده بوده.
گاه جزییات انباشته ی ذهن در لحظه ای مناسب می توانند به رمانی راه یابند یا سال ها همان جا بمانند و هنگامی که فکرش را نمی کنید در کتابی ابراز وجود کنند.
تجربه ها و اندیشه ها و تصاویری که در ذهن شماست شاید یک روز صبح زیر دوش حمام دست مایه ی رمانی شوند و آغاز و میان و پایان آن را رقم بزنند.
گاه در تفکری آگاهانه و با نوشتن پیرنگ و ترسیم خطوط اصلی داستان و گاه با فکر کردن به شخصیتی قوی، به آفرینش دست می زنید و در زنجیره ای از صحنه ها دنبالش می کنید، که ناگاه می ایستد و می گوید: حال تو تصمیم بگیر و با واژگانت چهره ام را آشکار کن.
گاهی هم به بیراهه می روید که باید برگردید و بازنگری کنید.
مهم ترین توانایی رمان نویسان آمیزه ایست از شوق و شور و پافشاری در طرح پرسش ( چه می شود اگر... ؟) که باید مدام تکرار شود تا پاسخی درخور یافت شود و بر صفحه ی کاغذ نقش ببندد.
راب فورمن دو می گوید:《حتا با وجود روزنه ی کوچکی از امید هم باید دست به کار شوید و بنویسید.》
گاه اولین صفحه ها را می نویسید وبه جایی می رسید که برای ادامه باید به تحقیق بپردازید، گاه آخرین صحنه ای که در ذهن دارید را نوشته اید و باور دارید که بجا ومناسب بوده.
اما بدانید که این ها چرک نویسند وباید به عقب برگردید و ویرایش کنید تا بهتر وبهتر شوند.
شاید فکر کنید دانسته هایتان کم هستند و نمی توانید آن ها را بنویسید این طور نیست شروع کنید و در جا نزنید و در عین حال نکته ها و داده ها را از کتاب های کتابخانه یادداشت کنید و به کار گیرید. پژوهش هرگز نباید جلوی نوشتن شما را بگیرد، از آنچه در مورد کتابتان می دانید فهرستی تهیه کنید نام تمام شخصیت هایتان را بنویسید و در مورد آنچه نمی دانید مطالعه کنید حتا ملاقات حضوری داشته باشید با افرادی که به درد داستانتان می خورند.( مانند کاوش در مورد شغل ها).
اندیشیدن و خیال پروری در مورد صحنه ها و نقش افراد تا هنگامی که بر روی کاغذ نیامده به نگارش رمان نخواهد انجامید.
(شعار تبلیغاتی نایک، فقط انجامش بده)
عناصر داستان، تنها آنچه از جنون مایه گرفته وبا عقل نوشته شده زیباست.
آندره ژید
شاید کتاب هایی که در دوران کودکی مجذوبتان کرده موجب نوشتن اولین رمانتان شود.
چیزی به نام الهام در نوشتن رمان وجود ندارد. رمان نویسی مانند بافندگی، نجاری،... صنعت است، باید ابزار آنرا بشناسید و فوت وفن کار را بیاموزید.
نویسنده ای که در کار زبان چیره دست است و با کار کرد داستان آشناست نو آوری اش به دل می نشیند.
گاه داستان رمان و جهان و زمان شخصیت ها به یک باره آفریده می شوند گاه در فرایند کار.
هرچه درباره ی هنر داستان نویسی و طرز کار آن بیشتر بیاموزید واژگان با اندیشه هاتان سازگارتر خواهند شد.
جان گاردنر در کتاب در باب رمان نویس شدن، در مورد رمان خوب می گوید:《رویایی پرشور و پایدار....که در قالب زبان ریخته شده و هر کس هر وقت بخواهد می تواند کتاب را بگشاید وباز در رویای رویای نویسنده فرو برود.》
(تا صفحه ی ۹۲) پیشکش نگاهتان.
کتاب ابزاری برای دیدن اندیشه ها
و دیدگاه های آدمی است.
گزیده ی اندیشه های نو در رمان نویسی (قسمت دوم)
رمان ربایش کنعان، با رویا آغاز شد نویسنده، کودکی را در خواب دید که کف دستش جلوی قلبش بهم چسبیده بود.
یا می شود خود به خود شروع شود و ایده اش در پس ذهنتا...نمایش بیشترگزیده ی اندیشه های نو در رمان نویسی (قسمت دوم)
رمان ربایش کنعان، با رویا آغاز شد نویسنده، کودکی را در خواب دید که کف دستش جلوی قلبش بهم چسبیده بود.
یا می شود خود به خود شروع شود و ایده اش در پس ذهنتان باشد مانند سوت گرگی اثر: لوییس نردن
یا با ایمان به چیزی شروع شود. پس از چند شروع ناموفق سرانجام، اندیشه ها، احساس ها، مشاهده ها، تصویر ها و خاطره ها گردهم می آیند و موضوع رمان می شوند.
از رویا و حس بهره می برید، به سفر می روید با شخصیت ها و مردمی نا آشنا همسفر می شوید نگاهشان می کنید به حرفهایشان گوش می دهید و برای نشان دادن تمام این ها به دنبال واژه می گردید.
روزها، ماه ها، سال ها می گذرد سفرت جایگزین واقعیت می شود و افراد رمان برایت بسان افراد خانواده ات می شوند با آن ها زندگی می کنی و برایشان نگران میشوی.
از داستانی در روزنامه، یا چیزی که افراد برایت تعریف می کنند، افکار خوشایند یا نگاهی گذرا به چیزی زیبا یا خنده دار یا غمگین که در خاطرت مانده یا عشقی که به برخی آدم ها داری می نویسی وحیرت می کنی.
گاهی پژوهش کن، قلم را زمین بگذار تا برای آنچه نوشته ای طرحی روشن پیدا کنی، گاه نمی توانی بنویسی وگامی به پیش برداری و هرچه به فرجام نزدیک می شوی دایره ی دستمایه ها تنگ تر می شود که این هم آرام بخش است هم آزارنده.
بی گمان به تمام چیزهایی که از رمانت انتظار داشته ای نمی رسی اکنون دیگر نمی توانی رهایش کنی چون همانند بدرود با زندگی ناتمام خودت خواهد بود و تا چند روز حس عجیبی داری.
پس از پایان نوشتن، آسوده از همه چیز به زندگی روزمره ات می پردازی، کتاب می خوانی، فیلم می بینی و با دقت به حرفهای دیگران گوش می دهی، دیری نمی گذرد از نو به داستانت نگاهی می اندازی و ویرایشش می کنی تا به آنچه می خواهی نزدیک تر شود.
رمان نویسی دستور خاصی ندارد، هر رمان نیازها، تنگناها و دستمایه های ویژه ی خود را دارد، باید با آن زندگی کرد و با واژگان به آن جان داد.
ای ال دکتروف:
شور و هیجان درونی نویسنده، سرچشمه ی نگارش داستان است.
سوزان شیفر:
در نوشتن تخیل مهم است و آمیختگی نویسنده با موضوع که گاه تجربه ی شخصی است، گاه پیشامدی واقعی، گاه تجربه های فردی که می شناسیم، یا در موردش خوانده و شنیده ایم و یا داستان فرد دیگری که شبیه مشکلات زندگی خودمان است وباید برطرف شود، وجود این دشواری ها ونیاز به کنار آمدن با آن ها انگیزه ی نوشتن می شوند.
ماده ی داستان هر کس، ویژه ی خود اوست، از اقتدار تجربه و آرزوی درک تجربه و سازگاری با آن حکایت دارد، باید ژرفای روان را کاوید و آن را پدید آورد.
دروتی آلیس:
بهترین داستان از ترس نهفته در کنج بدترین خاطرات سرچشمه می گیرد و زمان نوشتن تا عرق از ترس بر بدنت ننشیند هنوز چندان پیشرفت نکرده ای، باید حسش کنی.
فلانری اکانر:
کسی که دوران کودکی را سپری کرده از زندگی آن قدر می داند که تا آخر عمر برایش بس باشد.
کتاب هفتم ژوییه از جیل مک کورل داستان تنها یک روز زندگی در کارولینای شمالی است.
از رنجی که به تو رسیده بنویس بزرگ، کوچک، خصوصی، سری هرچه هست.به این پرسش ها پاسخ بده.
قلبت از چه چیزی شکسته؟ چه چیزی روحت را آزرده؟از چه چیزی خیلی می ترسی؟ چه چیز خیلی آزارت می دهد رازهایت چیست؟ دوران خوشی در زندگی ات بوده که افسوسش را بخوری؟چه چیز خشمگینت می کند؟ اشکت کی در می آید؟ آرزو می کنی برای خود و کسی که دوستش داری چه اتفاقی نیفتد؟آیا چیزی هست که هیچ وقت از آن در زندگی ات سر در نیاورده باشی؟
آزاد نویسی کن و به حافظه مجال بده تا لحظات حساس زندگی ات را بکاود.
(تا صفحه ی ۵۲)
آشنایی با :
Shoup,barbara & margaret love denman
باربارا شوپ :شاعر، نویسنده، مقاله نویس امریکایی
درسال (۱۹۴۷ ) در شهر هموندایالت ایندیانا زاده شد، و از دانشگاه ایندیانا مدرک کارشناسی گرفت،و به ک...نمایش بیشترآشنایی با :
Shoup,barbara & margaret love denman
باربارا شوپ :شاعر، نویسنده، مقاله نویس امریکایی
درسال (۱۹۴۷ ) در شهر هموندایالت ایندیانا زاده شد، و از دانشگاه ایندیانا مدرک کارشناسی گرفت،و به کار آموزگاری
پرداخت، او بیشتر برای جوانان
ونوجوانان داستان می نویسد.
نگهبان شب (۱۹۸۲)، کاش اینجا بودی
( ۱۹۹۴) سرگردان در سازگاری (۱۹۹۷) زن وفادار (۱۹۹۹) دختر ورمیر (۲۰۰۳) هرچه بخواهی (۲۰۰۹) و نغمه ی آمریکایی
( ۲۰۱۲) از جمله داستانهای اوست.
مارگارت لاو دنمن، نویسنده ی آمریکایی در سال (۱۹۴۰) در آکسفرد می سی سی پی زاده شد، از دانشگاه آکسفرد مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد گرفت، اولین اثرش تلنباری از پس حادثه در
(۱۹۹۰) و ( ۱۹۹۱) چاپ شد ونامزد دریافت جایزه ی پن فاکنر / پن همینگوی شد، دومین رمانش ، هر روز در برابر چشمانت
(۲۰۰۵) نشر یافت، در همین سال کتابی از او و باربارا شوپ با نام مسایل داستان: داستان کوتاه نویسان امروز و فرایندآفرینش گری به چاپ رسید از سال (۱۹۹۱) استاد زبان انگلیسی دانشگاه نیوهمپشیر و از سال (۱۹۹۳) مدیر برنامه ی نگارش خلاقه در این دانشگاه بوده است.
* ماه عسل در پاریس*
از سری کتابهای نویسنده ی معاصر
انگلیسی : (جوجومویز)، ترجمه ی
آناهیتاشجاعی، نشر کوله پشتی
کتابی درمورد روابط عاشقانه ی دو زوج
جوان و علاقه ی بین آنها و زندگی آنها در
طول...نمایش بیشتر* ماه عسل در پاریس*
از سری کتابهای نویسنده ی معاصر
انگلیسی : (جوجومویز)، ترجمه ی
آناهیتاشجاعی، نشر کوله پشتی
کتابی درمورد روابط عاشقانه ی دو زوج
جوان و علاقه ی بین آنها و زندگی آنها در
طول زمان است.داستانی بسیار زیبا دارد و مردی را نشان می دهد که کارش برایش همه چیز است.داستان دوم درمورد تابلویی است که شخصیت زن داستان اول در موزه می بیندو این داستان نشان می دهد که اندوه و سرخوشی سبب دو گونه نگرش در یک تابلو می شوند.
در قسمتی از کتاب آمده:گاهی احساسات
آن قدر قوی می شوند که تو ناخواسته
تسلیم می شوی.
مارچ 8, 2022
64 بازدید
کتاب رازم را نگه دار، رمانی انگلیسی، نوشته ی
خانم سوفی کینزلا ،ترجمه ی خانم نفیسه معتکف
بسیار روان وشیواست ، نشر نیوشا،چاپ هفتم درسال ۹۹ بوده.