من طراحی می کنم ، می نویسم و می خونم. دنیای تخیلاتم اندازه ی کهکشونه !
مسعود بُربُر
مرد.
زندگی می کند در
شهریار, تهران, ایران.
1 نفر دوست داشت
خرافه ها چیزهای عجیبی هستند. چون هم خیر هستند و هم شر. وقتی که ذره ذره رشد می کنند و بزرگ می شوند و چیزهای راست را دروغ و چیزهای دروغ را به راست تبدیل می کنند خطرناکند. باید دو پا قرض کرد و از دستشان گریخت. اما وقتی آروم آروم می خزند تو جلد کتاب ها و برایت قصه های جالب و عجیب و غریب تعریف می کنند عین یک دوست خوب می مانند. فقط می خواهند با داستانی جذاب بی حوصلگی و روزمرگی هایت را به سفری دلپذیر تبدیل کنند. کتاب ها بهترین خونه برای خرافه های بازیگوش هستند. «افسانه های سلیپی هالو» یکی از همان خانه هاست. جایی در اعماق جنگل های پردار و درخت و رودخانه های آرام با اشباح مخوف سوار بر اسب که ناغافل جلوی راهت سبز می شوند. داستانی برای شب های بلند زمستان کنار بخاری کوچکی در کنج اتاق. واشینگتن داستان های جالبی از خرافه ها ساخته. داستان هایی تخیلی که در مکان های واقعی اتفاق می افتند. او به زیرکی راست و دروغ را در داستان هایش با هم ترکیب کرده و افسانه هایی خواندنی از آنها خلق کرده است. داستان هاییکه بر مردم و فرهنگ آنها تأثیر زیادی گذاشته و شهرت جهانی پیدا کرده. داستان کتاب با شروعی جذاب توجه را کاملاً به خودش طلب می کند و تا پایان کتاب به دنبال خودش می کشاند. «اسلیپی هالو» ترس لذت بخشی را بوجود می آورد که شخصیت هایش اشباح و ماجراهایش عجیب و باور نکردنی هستند. شاید هم باورکردنی، چه کسی می داند؟
عکس: وبسایت نشر پریان
سینا سرپرست
زندگی روزمره کسل کننده است، چاشنی داستان های خرافه ای، دوست داشتنی ترش میکنه. من البته فیلم این رمان رو دیدم و کتابش و نخوندم. اما از همون اول داستان امیدوار بودم اون سوار بی سر واقعی باشه و خرافه یا نیرنگ نباشه.
-
دوست داشتن
2
- اکتبر 10, 2020
فائزه جعفری ورزنه
دقیقا شبیه چاشنی غذا می مونه. من فیلم رو ندیدم و ترجیح میدم اول کتاب ها رو بخونم. چون دنیایی که توی ذهن ساخته میشه رو بیشتر دوست دارم.
-
دوست داشتن
2
- اکتبر 11, 2020
ستاره معاف
زن.
زندگی می کند در
البرز, ایران.
اولین نفری باش که میپسندی
ریگو و رزا
رزا یک موش کوچک است. بازیگوش، پرانرژی و سرزنده. ریگو یک پلنگ پیر است. آرام و دانا. دوستی انها یک روز معمولی در یک باغ وحش معمولی شروع می شود. وقتی رزا از ترس جانوران درنده نیم تواند بخوابد ریگو به او قول می دهد از او مراقبت کند و دوستی آنها شروع می شود. در طول روزهای بعد آنها بهتر و بهتر یکدیگر را می شناسند، چیزهای جدیدی یاد می گیرند و دنیای جدیدی در کنار یکدیگر خلق می کنند. رزا سوالات زیادی برای پرسیدن دارد و ریگو به او کمک می کند تا جواب هایش را پیدا کند. در عوض رزا روزهای کسالت بار ریگو را به روزهای شاد تبدیل می کند. نتیجه ی هر دوستی زیبایی همین است. دوستانی که مکمل یکدیگرند. لورنتس پائولی قصه هایی شیرین و خواندنی خلق کرده. او با دوستی دو موجود متفاوت و در مقابل هم قرار دادن پیری و جوانی معانی عمیق و فلسفی چون دوستی، زندگی، محبت و فداکاری، تلاش، مسئولیت پذیری و پذیرش اشتباه و کمک را به مخاطبانش می آموزد. با زبانی شیرین، روان و صمیمی. به ما نشان می دهد که حضور رزا و ریگو در زندگی آنها چه تاثیری می گذارد. کتاب از 28 داستان جذاب خواندنی تشکیل شده است. هر داستان یک روز از دوستی پلنگ و موش کوچک را شامل می شود. داستان های ساده و فلسفی کتاب با تصویرسازی های جذاب و پر از خلاقیت و مناسب با متن تکمیل می شود. ریگو و رزا می گوید فارغ از سن و جنس دوستی هایی بسازیم و به کمک این دوستی ها به زندگی مان معنا ببخشیم. ریگو و رزا پر از حال های خوب است.
نوشتن برای من نوعی خلق کردن است. خلق جهانی تازه، بیشتر برای خودم. برای کشف زوایای پنهان درونم. همان ها که گوشه و کنار ذهن، لابه لای روزمرگی ها و شب و روزها و رفتن و آمدن ها و گفتن و نگفتن ها از چشم پنهان مانده اند. از چشم سر بله و از چشم کلمه نه. و کلمه می شود همان معجزه ای که ذهن محتاج اش است. نوشتن خودم را به من می شناساند. خودی که فقط در لغزش روان قلم می شناسمش. میبینمش که از پس هر حرف سرک می کشد. گاه می گذارد ببینمش و گاه پنهان می شود. سعی می کنم با لبخندی نادیده اش بگیرم. بگذارم میان خطوط گردش کند. از روی کلمات بپرد و از لبه ی کاغذ آویزان شود. هر بار که می نویسم کمی نزدیک تر می آید، کمی واضح تر و کمی آشنا تر می شود و کمی دوستانه تر. همیشه، هر بار آنقدر غرق نوشتن می شوم که رفتنش را نمی بینم. تصور می کنم از لبه ی کاغذ بیرون آمده باشد و حالا در فضای اطرافم جاری ست. این، همان منم. منی که وقتی دوباره شروع به نوشتن می کنم اندکی از آنش را دورنش دارد که در قلمش جاری است.
نوشتن و همین و تمام داستان خودنوشتن است. داستان کلمات، داستان هم نشینی کلمه با کلمه، کلمه با جمله. نوشتن برای مارگریت دوراس ورای کلمه و صرف و فعل و فاعل است. او با نوشتن جهانش را، روزمرگی ها و زندگی عاشقانه اش را به ما می نمایاند. جهان مملو از تنهائی اش. تنها با نوشتن اش و تنها با نوشتن. نوشتن برای کسی که می نویسد چون نفس کشیدن مدام است. مارگریت می نویسد تا خودش را، جهانش را و نوشتن اش را برای خوانندگانش حفظ کند. حفظ از عبور سالیان، از پیشامدها و پیش نامدها.
«نوشتن و همین و تمام»، روایتی است از تنهایی، عشق، زیستن و خلق کردن. شامل هفت ناداستان تأمل برانگیز به قلم قوی، محکم و استخوان دار ماگریت دوراس. از محل نوشتن تا خلق کردن می گوید. از تنهایی اش، از مشکلاتی که خواسته و ناخواسته بر جریان نوشته اش اثر گذاشته است. کتاب نوشتن پر است از مفاهیم جون ترس، امید، صبر و تحمل. کتابی سنگین با ترجمه ای قوی و پر احساس. انگار کن دوراس خود نوشته هایش را برایت نجوا کند. کتاب و هفت ناداستانش هر چند نا مرتبط در دو بخش تکمیل شده است. بخشی از خودش می گوید و بخشی دیگر از نوشته اش و شاید نوشتنش. کتاب با مصاحبه ای از ماگریت دوراس و جهت هایی پیرامون زندگی، کتاب و خودش پایان می یابد. نوشتن برای دوراس، خود زندگی است. آنجا که می گوید «نوشته منم. کلام مکتوب منم. عریان است نوشته...هیچ چیز به گرد آن نمی رسد مگر زندگی.»
کتابفروشی ستارا
عالیه دوراس. عاشق و عشق و باران تابستان را بارها باید از دوراس خواند
-
دوست داشتن
1
- نوامبر 22, 2020
گروههای ویژه
کتابخوانی
انجام پروژه
تخصصی
کتابخوانی
















