اطلاعات گروه

اینجا صفحه‌ی باشگاه کتاب‌خوانی چشمه است.

شما در این صفحه می‌توانید با دیگر اعضای باشگاه کتاب‌خوانی آشنا شوید و نظرات و سوال‌های خود را در این گروه مطرح کنید.

نشرچشمه
یک نوشته ایجاد کرد
نشرچشمه
تعدادی تصویر به اشتراک گذاشت
گزارش تصویری اولین دورهمی باشگاه کتاب‌خوانی چشمه که جمعه‌ ۳ تیر در چشمه‌ی آرن برگزار شد. در این دورهمی اعضای باشگاه کتاب‌خوانی حضور داشتند و درباره‌ی کتاب «فرارهای عاشقانه» گپ زدند. عکس‌های کامل این...نمایش بیشتر
لیلا جلینی
من با نظر شما موافقم. اگرچه این توافق بین این سه زن و اتحادشون می‌تونه ریشه در این داشته باشه که احتمالا هر سه اونها وجه اشتراکی داشتن که شاید حتی مشهود نبوده اما به همون دلیل هر سه‌شون مورد علاقه و عشق اون مرد بودند. اما با اشاره شما به فیلم های ایرانی من هم چهره امین حیایی جلوی چشمم اومد و کاملا م...نمایش بیشتر
اگرچه با توجه با رزومه نویسنده از نظرم مطمئن‌تر میشم که ما با یک نویسنده تراز اول مواجه نیستیم بلکه با حقوقدان با تجربه‌ای طرفیم که همه چیز را در دادگاه ‌ه ا شنیده و برایش گفته شده و تنها چیزی که واقعا دیده جر و بحث طرفین بوده و شاید به همین علت بیشتر صحنه‌هایی که در داستان‌هاش نشون میدهاز جر و بحث‌...نمایش بیشتر
لیلا جلینی
چه خوبه که با هم وارد گفتگو بشیم. با نظرات‌تون تا یه جایی همراهم، اما در مورد پایان داستان معتقدم که شخصیت‌پردازی زنان در پرده‌ی آخر اصلا کنار گذاشته شد . مثل خیاطی که سه تا الگو بریده و روشون کار کرده اما دقیقه نود یهو از تو کشو یه لباس آماده درمیاره تن هر ۳ نفر می‌کنه، هر سه زن یک الگوی هماهنگ رو ...نمایش بیشتر
شهروز براری
احسنت سرکار خانم جلینی‌‌ بسیار درست و هوشمندانه تشخیص دادید. احتمالا پردازش شخصیت جداگانه و پروراندن ابعاد شخصیتی اونها می‌توانست در ایجاد تمایز اونها کمک کنه. و خب شاید بقول جناب سپهرمند ، نگارنده در وهله ی نخست یک قاضی و شنونده بوده تا اینکه بخواد یک نویسنده ی شش دانگ باشه. چون نویسند...نمایش بیشتر
نشرچشمه
یک تصویر به اشتراک گذاشت به
همانطور که قرار گذاشته بودیم کتاب ماه دوم را از طریق نظرسنجی انتخاب خواهیم کرد. لطفا تا ۲۴ ساعت آینده نام کتاب مورد نظرتان را در بخش کامنت‌ها برای ما بنویسید. نتیجه‌ی این نظرسنجی تا سه‌شنبه اعلام م...نمایش بیشتر
برنا برقعی
آوای کوهستان
یکتا (جیران)
کتاب خوان از همین نویسنده، که در فیدیبو هم هست.
آوای کوهستان
مهرناز اسماعیلی
بر استخوان های مردگان
سید علی سادات
آئای کوهستان
حسین باقری
لطفا اثر کلاسیک هم مدنظر قرار دهید?
شهروز براری
... من نیز هستم. تابع نظر جمع
ساناز پاپروسچی
چشمه کریمخان کتاب رو نداشت ☹️
نشرچشمه
حتما تمام شده توی هفته نگفتن میارن؟
شهروز براری
نشر چشمه رشت، آدرس خیابان معلم، میدان سرگل ، اول کوچه هفتم مدیریت جناب قربان زاده اثر رو تهیه کردم.
ساناز پاپروسچی
گفتن شنبه به بعد، ولی خب من امروز میام آرن و از اونجا تهیه میکنم :)
یکتا (جیران)
یک تصویر به اشتراک گذاشت
عشق ورزیدن هم مثل نیایش احتیاج به حضور قلب دارد، نوشتن هم همین طور، به درد آدم های بی درد نمی خورد. (شاهرخ مسکوب)
حسام زاهدی
کسی در مورد داستان پسر حرفی داره؟ من متوجه نشدم عشق به چه چیزی در میان بود؟ فرار از چه عشقی؟ ارتباط خاصی هم با داستان‌های قبلی نداشت که بخواد تو یه مجموعه باشه.
1 نفر دوست داشت
یکتا (جیران)
عشق پدر به پسر، که سال ها ابراز نشده بود.او خود را بدهکار پسر می دانست. در قسمتی از داستان می گوید: 《پسرم دوستت دارم، تا حالا چنین حرفی بهش نزده بود. می دانست به پسرش بدهکار است. و می دانست نمی تواند بدهی اش را بپردازد. در واپسین لحظات زندگی اش گفت: نه دیر نشده هنوز وقت دارم، هنوز می تونم به پسرم عش...نمایش بیشتر
مریم اکبری
در ادامه حرفهای خانم یکتا باید اضافه کنم که به نظر من غرور را هم مانع گفتن دوستت دارم میدانست چون در هنگام مردن میگوید " میخواست زمین و دشت هم او را ببینند که چه با وقار در حال نشستن مرده است. نمیدانست چرا این دم آخری مغرور شده"
حسام زاهدی
داستان نخودفرنگی‌های شیرین (که بنظرم بهتر بود اسمش رو می‌ذاشت دلقک چینی چون بیشتر مضمون داستان رو می‌رسوند، اگرچه اون کتاب نخودفرنگی‌های شیرین که در جایی از داستان به اون اشاره می‌کنه رو نخوندم ولی با...نمایش بیشتر
حسین باقری
دید جالبی داشتید و ارتباط این نقص هایی که به این نویسنده واده به شغل نویسنده در خور توجه بود?
شهروز براری
در ادبیات بین الملل یک مبحث داریم به نام : fellow story line فلو یعنی ریتم و سبک منحصربفرد هر نویسنده. - تا وسط داستان فلوی خاص و خوبی داشت، ولی انگار از جایی به بعد فلوی داستان از ریتم سابق خارج شد. انگار در نوشتن اثر دچار شکاف زمانی و تغییرات روحی در نویسنده شده باشه و یا تحت تأثیر سبک و ...نمایش بیشتر
داستان آخر اما داستانی جالب بود. مثل بقیه داستان‌ها نویسنده گویی قصد داشته رخدادهای عجیب عاشقانه در روابط را برای مخاطبانش بنویسد تا هرکس با هر میزان همذات پنداری با آن‌ها خود را همراه با شخصیت های دا...نمایش بیشتر
فریده
سلام عصری کتاب رو تموم کردم. ۴ داستان خیانت، دیگری،‌ ختنه و زنی در پمپ بنزین رو دوست داشتم. به نظرم این داستانهایی که نام‌ بردم هر کدوم با پرداخت خوب، می‌تونه دستمایه یه رمان کوتاه باشه. پشت جلد نوشته بود که ۸ داستان به هم پیوسته، خب یکی از لذت هام پیدا کردن عنصر مشترک داستان ها بود، چه شخصیتی از دا...نمایش بیشتر
یکتا (جیران)
جمله های زیبای داستان(بخش آخر): به خودش گفت: من هم دفعه ی بعد حتمن دفعه ی بعد، بهش میگم دوستت دارم، اما هر دفعه از گفتن، این جمله خجالت می کشید. یک پدر واقعی...نمایش بیشتر
حسام زاهدی
داستان ختنه رو به خاطر پایان‌بندی دوست داشتم، موضوع تفاوت فرهنگی تقریباً همه جای دنیا وجود داره، تو ایران خودمون هم که ماشاالله تفاوت فرهنگی قومی و مذهبی زیاد داریم که همیشه بحث‌ها و چالش‌های زیادی رو...نمایش بیشتر
لیلا جلینی
موافقم باهاتون. داستان خوبی بود، من همه‌اش نگران پایان داستان بودم که مثل چند داستان قبلی شهید نشه ، ولی پایان خیلی خوبی داشت. ولی من پرداخت این داستان رو بیشتر پسندیدم.شخصیت‌ها چرخش ناگهانی نداشتند، رویدادها و شخصیت‌ها پا به پای هم پیش رفتند، و هر دو در جهت تکامل داستان و مضمون داستان پیش رفتند.
نشرچشمه
یک رویداد جدید ایجاد کرد
گنگ‌ترن داستان برای من داستان پسر بود. تمرکز نویسنده به مقدار زیادی بر روی فضای سیاسی آلمان و تاریخش بود به حدی که برای یک خواننده‌ی غیر آلمانی و دور از آن فضا چندان معنا دار نیست اما این بیگانگی با ت...نمایش بیشتر
حسین باقری
حسام زاهدی
خیلی عالی بود دم شما گرم، فقط من با اینکه می‌گید داستان‌ نخودفرنگی‌های شیرین مبتذل بود کمی مشکل دارم، آیا منظورتون ابتذال از نظر اخلاقی هست یا مثلاً لاقیدی نویسنده و داستان به فرم؟
حسین باقری
سلامت باشید.ممنون.منظورم هردو مورد هست علی الخصوص مورد دوم که فرمودید.آقائ شاه گلدی یادداشت خیلی خوبی گذاشتند در این مورد که بنظرم حق مطلب رو ادا کردن.
امیرحسین شاه گلدی
عالی و حسابی، دمت‌گرم.
سمیرا حلاجیان
خانم جباری، تاریخ جلسه حضوری را کی اعلام می کنید؟
اولین نفری باش که می‌پسندی
نشرچشمه
احتمال زیاد ۳ تیر است
فرید بنکدار
تاریخ و ساعت جلسه‌ی اول هنوز مشخص نشده؟
سمیرا حلاجیان
مسئله ای که باهاش درگیرم اینه که چرا در روابط بین افراد از داستان اول کتاب تا داستان چهارم نخودفرنگی های شیرین، هیچ تلاشی برای بهبود رابطه نیست. یعنی چرا کسی مهارت های زندگی و زوجی رو بلد نیست، چرا ق...نمایش بیشتر
رضا تهوری
با نظر ارزشمندتون بسیار موافقم.راوی داستان اول، یکی از منفور ترین شخصیت های داستانیست که تا به حال خوانده ام. "سقوط های عاشقانه"انتخاب مناسبی برای نام کتاب هست. استاد بیضایی در فیلم سگ کشی دیالوگ ماندگاری داره:- آقای نایری: خیلی بهش وفاداری !... + گلرخ کمالی: بیشتر از اون،به خودم - اون ارزشش رو ندا...نمایش بیشتر
مریم اکبری
فرارهای عاشقانه شاید یعنی فرار از تعمیر و ترمیم کردن رابطه. که البته فرار راحتترین کار است
مریم اکبری
شاید اگر نویسنده روانشناس بود، اینگونه که شما میفرمایید مینوشت و راهکارهای مهارتی پیشنهاد میداد. ولی شلینک حقوقدان است و شرایطی را توصیف میکند که بیشتر مردم عادی آن کار را انجام میدهند. اگر در ایران کار آماری انجام میشد متوجه میشدیم که درصد زیادی از مردم عادی ای که به روانشناس مراجعه میکنند به حرفها...نمایش بیشتر
رضا تهوری
احساس بازیگر سیرکی را داشت که حلقه ها را پشت سر هم می اندازد هوا و یکی یکی می گیردشان... صفحه 165
رضا تهوری
تعبیرتون کاملا درسته . از یک عشق فرار می کنه وارد عشق جدید میشه
محدثه صحرائی
باهاتون موافقم دقیقا همه سعی می کنند صورت مساله را پاک کنند و فرار کنند و در نهایت خیانت کردن. البته با این قسمت که گفتید این مساله بین اروپاییان بیشتره مخالفم چون الان داستان خیانت و فرار کردن از مشکلات و تو جامعه خودمون رو هم زیاد میبینیم.
سمیرا حلاجیان
خب شاید منم اشتباه گفتم. چون موقعیت داستان در کشور دیگه ای چنین برداشتی کردم.
ولی آیا باید همیشه داستان ها حامل پیام اخلاقی باشند؟ یا یک داستان می تواند فقط جذاب باشد؟
در داستان خیانت، لیزا سکوت نکرده بود. « یادش آمد در آن سال سخت، گاهی لیزا پا پیش گذاشته و به سویش رفته بود، اما او رانده بودش» ص۱۱۶
حسین باقری
کلا بنظرم داستان های مدرن روی لبه ابتذال در حرکت هستن و خیلی پیش میاد سقوط میکنن در ابتذال و کم پیش میاد محتوای قوی داشته باشند،اگر هم داشته باشند هم عاری از فرم هستند.برعکس آثار کلاسیک که طبق نظر دوستان دیگه هم میدیدم اشاره کرده بودن امیدوارم باشگاه کتاب خوانی چشمه این پیام هارو ببینه و برای دورهای...نمایش بیشتر
یکتا (جیران)
نام داستان نخود فرنگی های شیرین باید می شد مردی در حال سقوط. در بخشی از کتاب می خوانیم که:(بعدها که به گذشته نگاه کرد، فهمید همان روز و در همان رستوران بود که پایش لغزید. از همان روز بود که تبدیل شده بود به مردی در حال سقوط.مانند تصویر مردی قوی هیکل و عضلانی...نمایش بیشتر
حسام زاهدی
دلقک چینی بهتره :)
یکتا (جیران)
دوستان یک پرسش: نویسنده از نخود فرنگی های شیرین (هانریش هاینه) نام برده؛ منظور نویسنده چه بوده؟
مشاهده موارد بیشتر