دوست داشتن
می 15, 2022
55 بازدید
درود عرض ادب و احترام خدمت دوستان و همراهان همبودگاه . امیدوارم سلامت ، شاد ، عاشق و ثروتمند باشید . فارغ از روزمرگی ها و به دور از هیاهوی شلوغ مدرنیته ، گوشه ای خلوت و آرام و دنج پیدا میکنم ، فقط صدای امواج آرام دریا شنیده میشه و تا چشم کار میکنه اثری از ساحل نیست . بله . نیست . البته بین من و دریا فاصله ای کوتاه حدود پنج متر فاصله ست ، ولی افسوس که بین مان دیواره .
خب همگی میدانیم که دیوار یعنی فاصله . لعنت به دیوار . فاصله ها دیوارند، بین عاشق و معشوق ، بین محبوس و آزادی ، بین پر نغمه ی قناری خوش آواز و پرواز .
خب بی شک اوقاتی رو در مسیر زندگی با غصه و آه و اشک و نامه گذرانده اید . مامه؟ آری . نامه. از نوع عاشقانه . البته نسل جدید باهاش بیگانه هستند . بجاش تلگرام و اینجور ژیگول بازی ها دارند . خب میخواستم بهتون بگم که هیچ میدونید یکی از بهترین درمان ها و راه حل های گذر از مقطع جدایی و یا شکست عشقی ، تماشای فیلم های مناسب هست .
شاید بخندید. ولی این یک روش درمانی شناخته شده در فرانسه، و سوئد و آلمان هست . البته من از این سه تا سرزمین اطمینان کامل دارم ولی شاید خیلی کشورهای دیگر هم چنین باشند . بی شک هستند
خب تصورش هم عجیبه . مثلا میری دکتر
تق تق تق
Here you are. Come on here . Sit down . How are you ?
_ چرا خارجکی حرف میزنه دکترش . این قبول نیست . ذکر مثال باید فارسی باشه . حالا دارم تخفیف میدم بهت . وگرنه میگفتم فقط زبان گیلکی . از اول میرم بیرون دوباره درب میزنم میام داخل ، برای ذکر مثال یه دکتر خوب و وطنی بیار توی مطلب . یعنی چی که یارو توی ذکر مثال خارجکی حرف میزنه . گیریم وسطش یه فحش داد . چه خاکی توی سرم بکنم. والا.....
تق تق تق ....
دکتر ؛ بفرما داخل جانم
_ سلام . من شهروز هستم .
دکتر ؛ بفرما اینجا بتمرگ پسر جان
_ سپاسگذارم .
دکتر ؛ خب چه مرگته . بگو ببینم .
_ خسته شدم آقای دکتر . میخوام خود کشی کنم . فشرده ام . نه.... نه... ببخشید ، یعنی افسرده ام . قایقم به گل که نه!... به لجن نشسته . اصلا غرق شده . ساحل امنی در دریای بی کران احساس نمیبینم . بگو چکار کنم .
دکتر ؛ خب از چه زمان اینطور شدی جانم
_ از ساعت سه .
دکتر میپرسد؛ نه ، منظورم این هست که چه اتفاقی افتاد که اینجوری شدی
_ چجوری ؟
ندکتر ؛ اامید و افسرده . مگه نمیگی که محزون و غم انگیز هستی . خب آمار خودت رو بده ببینم چرا اینجوری شدی .
_ خب از وقتی که رفتش ، دلم شکست ، خین اومد. نه. این یکی رو الکی گفتم . اون رفت . دلم هم شکست . و شکست عشقی منو خورد . حالا چی کار کنم آقای دکتر ؟....
دکتر قیافه ی آب دوغ خیاری میگیره و شروع میکنه به نوشتن و میگه؛ جانم برات یه نسخه مینویسم ، اینها رو سر ساعت نگاه کن حالت خوب میشه . خونتون دستگاه پخش دی وی دی که دارید . ؟..
_ بله آقای دکتر . کلی باهاش خاطره دارم .
دکتر با تعجب ؛ با DVD ?
_ نه اسمش این نبود . اسمش بهار بود . از وقتی رفت همش زمستونه به جان شما ....
سپس دکتر نسخه را میدهد و میگوید؛ اینها رو برو از کلوپ محله تهیه کن و طبق نسخه استفاده کن ، سر ساعت باید تماشا کنی .
با غمی در صدا میگویم: خوب میشم آقای دکتر ؟ من ظرفیتش رو دارم . چیزی هست به خودم بگو . طاقتم زیاده . به جان شما اگر راست بگم .
دکتر اخمی میکند و میگوید ؛ آره جانم ، این یه سرپاخوردگی عشقی ساده ست . توی این سن و سال زیاد دیده میشه .
_ خب حالا چیکار کنم . نمیخوای همونطور که گفتی اولش بتمرگ ، الانم بگی که میتونم لش ببرم؟ .....
دکتر درب را نشان میدهد و میگوید؛ برو گورت رو گم کن .
خب خنده داره که برای آدم فیلم تجویز کنن . ولی واقعا میکنند. یعنی دیدم که میگم. حالا نه اینکه نسخه بنویسند . ولی خب واقعا تماشای فیلم های درست و مناسب میتونه خیلی توی زندگی انسان مفید و تاثیر گذار باشه .
من هیچ علم پزشکی ندارم ، مدرکم اتومکانیک هس ، ولی حسم بهم میگه از فیلم درمانی بعنوان دوا و درمان اصلی استفاده نمیکنند ، بلکه بعنوان پیشنهادات و برنامه های جانبی دوره درمانی استفاده میشه. البته یک مورد رو اطمینان دارم ، اینکه قرص و واکسن ضد عاشقی در سوئد تزریق میشه . چون مستند از تزریق دو مورد از چنین واکسنی در سن ۱۳ سالگی آگاهی دارم .
اینم میدونم که ده سالی از کشف و ساختش میگذره . و دل بخواه هست . نه اینکه مثلا من با سی سال سن برم و بگم ، اونا هم بزنند . نه ، در دوره تحصیلی همراه با پول حمایتی که به تمام دانش آموزان ماهیانه ۲۰۰ یورو پرداخت میکنند یک سری برنامه های پیشنهادی همراه با تیکت هم هست . اجباری نیست . هرکی خواست میتونه طبق اون روال زندگی کنه، هر کی هم دلش نخواست نه . معمولا تیکت های موزه ، کتابخانه ، مراکز آموزشی ، تیکت های بازدید از مراکز خاص و مفید ، مثل کارخانه جات ، تیکت سینما و اینجور چیزا . توی سن ۱۳ سالگی یکی از اون بسته های هدیه ، داخلش تیکت تزریق واکسن استقلال احساسی هست . ولی اگر دانش آموز مستعد وابستگی تشخیص داده بشه توسط مشاورین ، اجباری تزریق میشه . اگر نکنه ، پول دولتی که برای همه در نظر گرفتن رو قطع میکنند. اگر هم طرف مشکلاتی مانند فوت عزیزان رو تجربه کرده باشه ، اونم تا احتمال زیادی براش تزریق اجبار میشه . ولی اگر شاداب و شخصیت مستقل و رهبر محوری داشته باشه ، نه .
خب فیلم اگر درست انتخاب بشه ، زندگی فرد رو تحت تاثیر قرار میده . اما متاسفانه بلعکس هم صادقه .
دوستان مثالی براتون میزنم ، حقیقی و شخصی .
قبلش توضیح بدم که من فرد جلف و دلقکی نیستم، اتفاقا خیلی هم بد اخلاقم (الکی) . نه ، حقیقتا من به نوع خنده های بلندم زبانزد و معروفم . حتی حین تدریس و در جمع هنرجو ها تمام لحظات دارم به خودم یاد آور مییشم که ؛ ساکت بمون، نخند، چیزی نگو که اونا بخندن. روشون زیاد میشه . کلاس از دستت در میره . اخم کن ، قیافه بگیر . مثل افراد تلخ رفتار کن .
حتی توی دفتر دانشکده ، هنرکده ، و هر آموزشکده ای هم دائم به خودم یاد آور میشم ، ولی نمی دونم چرا هر کی تا به من میرسه لبخند روی لباش میاد انگار دلقک دیده باشه . یه جوری نگاهم میکنند که انگار با زبان بی زبانی دارن میگن که زود باش، چیزی بگو تا ما بخندیم . خب همیشه اونایی که شاد و خندان نشون میدن غم های بزرگی دارن که میخوان پشت قهقهه های بلند خودشان پنهان کنند .
خب بریم سر اصل مطلب . اگر فیلم خوب و درست سازنده ، درمانگر و ایده آل هست در عوض فیلم غلط هم بی نهایت مخرب ، بیمار گر ، و فاجعه آفرین میتونه باشه.
خب اگر بخوام ذکر مثالی حقیقی بیارم شاید بهتر متوجه عمق ماجرا شوید
خب من بیست سال داشتم و اهل فیلم دیدن نبودم ، ولی تصمیم گرفتم برای درمان افسردگی های پس از فوت عزیزان یه فیلم خوب بگیرم تا شاید آخر هفته یا وسط هفته خانه ی دوستم محترمه و در نبود پدر و مادرشان دو تایی با هم ببینیم .
خب دلم شک کرد که این فیلم نکنه موردی داشته باشه ، و شاید زیر نویس نباشه ، خلاصه گذاشتم و اول خودم تنهایی نگاه کردم ، اسمش یادم نیست ، فکر کنم ولنتاین آبی بود .
توی فیلم بازیگر نقش اول که یه بازیگر معروف هالیووده گفت ؛
اونی رو که عاشقش هستی، آزاد بزار، اگر برگشت واسه توست . اگر بر نگشت ، مطمئن باش از اول هم واسه تو نبود .
رفتم توی فکر . عجب حرف فلسفی ای زد . ایولا
خب راست میگه اگر قبل ازدواج امتحانش رو پس بده خیلی بهترتره تا اینکه دو فردای دیگه رسوایی ببار بیاره . ولی خب این شگرد واسه آدمهایی هست که به یار و شریک زندگی شون شک دارند، نه برای امثال من . ولی خب بد هم نگفت . از طرفی اینکه از سر عشق آدم بخواد شریک خودش رو محدود کنه هیچ درست نیست، چون اون بنده ی خدا چه تقصیر داره که من عاشقشم، چرا باید زندگیش سیاه بشه و اسیر کنج قفس بشه ...
همون لحظه در بیست سالگی یه نجوایی بیصدا از روح درونم نهیب کشید و گفت ؛ پرنده های قفسی ، عادت دارن به بی کسی . یه وقت خر نشی چنین کاری کنیا....
ولی راستش من جو گیر شدم، و خب آزادش گذاشتم نامزد خودمو . تا اگر موند بهم ثابت بشه واسه من بوده، اکر هم نموند که یعنی از اولشم واسه من نبوده . خب راستش رو بخواهید الان بیشتر از یک دهه گذشته و اون رفت ، که رفت .
البته جای سربلندی و افتخارش اینجاست که برگشت، ولی بعد ۱۳ سال برگشت ، و خب خیلی دیر بود چون من جراحی سنگین پیشرو داشتم و هیچ تضمینی واسه آینده نبود . خب آلان هم از مرحله جراحی عبور کردم و هم زنده ام ، ولی هنوزم که هنوزه حس بدی به فیلم های فلسفی دارم . به شما هم پیشنهاد میدم زیاد باور نکنید جملات فلسفی توی فیلم ها رو . بهتره گاهی سطحی نگر و هپلی باشیم تا اینکه عزیزانمون رو برای تمام عمر از دست بدیم .
خب در کل برای انتخاب فیلم های درمانگر به سینمای داخل وطن زیاد تکیه نکنید ، چون آخرش شهید میشید . به سینمای هالیوود و بالیوود هم گاهی رجوع کردن بدتر از نارنجک بی ضامن وسط مجلس عقد و ازدواج هست . چون چنان پیکره ی زندگی تون رو سرتون ویران میکنه که نگو و نپرس . خب من مدت ها برای یکی از هنرجویان که پاهاش کمی ناراحت هست جلسات خصوصی در منزل خودش میزاشتم ، چون خب آمد و رفت کمی براش مشکل بود . هربار خونه اش بودم مادر ، خواهر ، و تمام خانم های منزل میخکوب شبکه ی جم فامیلی بودند ، و والا منم به جبر یک همخانه ای مدت ها چنین فیلم هایی رو تحمل کردم ولی لااقل به زبان پارسی نبود و زیر نویس هن نبود ، و کمی راحت میشد تحملش کرد ولی یکبار از هنرجوی خودم پرسیدم که محتوای این فیلم ها رو آیا میتونه از لحاظ عناصر پیرنگ یک به یک تفکیک کنه . یا نه ؟.. مبحث افزایش پیرنگ فرعی تکنیک ژان دو مینودومه بود . یکجور تمرین نویسندگی شبیه به مهندسی معکوس در سطح مقدماتی فن نویسندگی بود . و خب هفته بعد پاسخش رو گرفتم ؛
چیزی که میخوندم وحشت آور بود تمام ماجرا سر بحران هویت بود ، همگی به دنبال پدرشون می گشتن ، یا اینکه مبحث تلخ خیانت ، خب اگر ازش میپرسیدم که آیا واقعا از سر جدیت چنین طریقی عناصر بندی کرده یا اینکه دچار سو برداشت شده ؟... با خودش میگفت که خب اگر خودت ندیدی پس چرا چنین تمرینی برام تعیین کردی ، پس لازم دیدم لااقل یک شب بشینم و همراه ژانا یکی از اون فیلم ها رو ببینم . برای ترکیه بود و دختره دنبال پدر بچه اش بود ولی نمیدونست کدوم یکی هستش ، یعنی شک داشت ، و همزمان پسره یه پدر داشت ولی یه پدرخوانده هم داشت که بهش گفت که مادرش رو دیده که سمت خیابان aser توی استانبول توی خياط خونه ی آقا نعمت گل بوده . پسره میره سریع سر وقت یارو، و تا از درب خارج میشه ، پدر خوانده درب اتاق پرو رو باز میکنه به مادر پسره میگه که اوضاع امن و امان هست ، میتونه بیادش بیرون . و پسره اشتباهی میره یقه ی پیرمردی رو میگیره که در حقیقت پدر حقیقی اش بوده ولی خبر نداشته .
خب البته هیچ کدوم از اینا رو نشنیدم و نفهمیدم بلکه فقط تصویرشان رو از شبکه صی صی رایشا چکف روسیه دیدم و زبان دوبله روسی بود ، ولی خب ژانا ترجمه میکرد دست و پا شکسته و از طرفی دقیق با عناصر بندی هنرجوی من جور در می اومد .
خب به این نتیجه رسیدم روی فیلم های ترکیه حسابی باز نکنم . مگر کارگردان و سبک فیلم خاص باشه . یا مثلا جشنواره ای باشه .
این فیلم ها اقتصادی و بی محتوا هستن که در ترکیه و جاهای دیگر ساخته میشه و به شبکه های دیگر فروخته میشه. مثلا تا قسمت پانصد هم میرسه . و جالب اینکه کاشف بعمل آوردم به هیچ وجه پیرنگ محور نیست . بلکه سبک خاص خودش رو داره . و ارزش تکنیکی و آموزشی در فیلمنامه اش از لحاظ فنی و آموزشی وجود نداره . در کل پوچ هست . یه جورایی جای تاسف داره .
جالب این هست که حتی سلیقه های غیر ایرانی هم درگیر خودش کرده . نمونه بارز ، ژانا کاملا متضاد سلیقه ما ایرانی ها میبینه و میفهنه و میشنوه و برداشت مفهوم میکنه . از چیزای دیگری خنده اش میگیره که واسه ما بی مزه ست . در عوض به خنده های ما میگریه
مثلا مجموعه طنز شبکه من و تو توی عید به نام ۳فازونیم
ژانا تمام مدت با تعجب نگاهم میکرد که چرا میخندم. حتی میگفت عیبه . نباید بخندی .
گفتم لابد چون فارسی اش ضعیفه ، نکته ها رو نمیگیره ، اومدن و براش شرح دادم و دقیق یه پلان بود که مرد جوان با رودوشام لباس خواب و یه دست کتاب و عینک مطالعه به چشم درون تخت خواب خیلی جدی مشغول مطالعه بود و سیگاری هم میکشید، خیلی هم جدی بود و گاهی هم از نوشیدنی درون گیلاسش لبی تر میکرد و زن هم در حال قر قر زدن وارد صحنه شد ، اونم تنپوش ویژه خواب و شب تن کرده بود ، صورتش رو ماسک واسه شفافیت پوست گذاشته بود و انگاری از حمام اومده باشه ، فکر کنم سرش رو هوله پیچیده بود ، دقیق یادم نیست، ولی مرد اعتنایی نکرد، معلوم بود از اون مردهای کتاب خوان ، روشنفکر و اهل خرد و اندیشه ست که غرق در محتوای کتاب شده ، هیچ نیم نگاهی هم نگرد به زن زن کمی قر قر زد و گفت همیشه توی رخت خواب کتاب میخونی چرا ؟ بوی سیگارت اذیتم میکنه مثل همیشه ، اون گیلاس مشروب ویسکی دیگه چیه که آوردی توی تخت خواب . چرا هیچ وقت رعایت نمیکنی آخه . خستم کردی .
مرد اعتنا نکرد . محو کتاب بود . زن گفت لطفا برو پنجره رو ببند، نور می افته توی چشمم نمیتونم بخوابم.
مرد با تلخی و جدیت تمام کتاب رو کنار گذاشت ، از تخت اومد پایین ، دمپایی ابری خودش رو پا کرد ، قدم هاش رو با بی رمقی کشان کشان تا به زیرنجره ادامه داد ، تا خواست پنجره رو ببنده ، چیزی وید که از تعجب دهانش باز موند انگاری از پنجره توی حیاط آپارتمان چیز وحشتناکی دیده باشه و چشماش گرد شد و عربده کشید گفت ؛ یا ابولفضل نهههههههه
زن پرسید چی شده ؟
مرد جوان به بیرون اشاره کرد و فریاد زد به زن جواب داد :
شوهرت ت ت ت ت ت ت شوهرت داره میاد خونه.......
اینها را تعریف کردم و ژانا نه خوشش اومد و نه اینکه خندید ، و بلکه خودش از اول کامل متوجه شده بود ، و حتی باز تاکید میکرد که خنده نداره که هیچ ، خیلی هم عیب و غم انگیز هست ، دل آدم میشکنه . روح آدم سیاه میشه .
از من می پرسید اگر برنامه طنز هست چرا پس همش دل آدم رو به درد میاره . و آدم رو میرنجونه . سبب بروز احساس منفی و افکار شک برانگیز و تاریک میکنه
من نمیفهمیدم کدوم قطعه ی مغز ژانا سوخته که احساس متضاد بروز میده و بجای خنده ، بغض میکنه .
ولی در اوج ناباوری اون حق داشت، و ظاهرا یک بخش از مغز بنده اتصالی داشته و سبب بروز احساس خنده میشده ، چون از نگاهش خیانت یک زن به شوهرش ، یک مرد به زنش ، به هیچ وجه خنده آور نیست و نبوده بلکه منزجر کننده ست . عبرت انگیز و شرم آوره .
خب به فکر فرو رفتم ، ظاهرا اون راست میگه . پس چرا ما به این چنین محتوایی میخندیم ؟ چرا باید برای خنداندن ما از سوژه ی خیانت و بی وفایی بشکل عریان و تمام قد بهره بگیرند ، چرا باید برای سرگرم کردن ما فیلمهایی در این راستا بسازن و استقبال هم بشه ازشون . ؟ واقعا چرا ؟...
راست میگفت ، توجه کردم اکثر آیتم های برنامه سه فاز و نیم پیرامون خیانت میگذشت ، چرا ؟....
خب پس باید به فیلم ها و برنامه هایی که نگاه میکنیم توجه بیشتری بخرج داده و مواظب محتوای سایه دار و مهندسی افکار باشیم .
بقول ژانا ، اخبار ما شبیه به پیش درآمد در آغاز مسابقات فوتبال آمریکایی هاست . چون رسم بر این هست که از هر تیم یه نفر میره جلو و همه نگاهش میکنن و اون شروع میکنه به گوری خواندن و خط و نشان کشیدن واسه تیم حریف
توی اخبار ما نیز پس از سه یا چهار خبر ابتدایی ، ناگهان سیبل تِغییر جهت داده و سمت آمریکا نشانه میره . یکی توی سر آمریکا میزنه یکی از خودش تعریف میکنه .
خب چه معنایی داره که توی اخبار شبانگاهی اعلام کنند که ما در همدان دارای بزرگترین غار آبی دنیا هستیم و آمریکا چنین اماکنی ندارد . ما دارای دریاچه ی نمک هستیم و آمریکا وارد کننده نمک خوراکی است . خب واقعا عجیبه .
خب بریم سر اصل جنس ، فیلم درمانی چیه؟
فیلم درمانی
یکی از بدترین لحظات زندگی هر فرد، لحظه خداحافظی با معشوق است. اما متاسفانه این تلخی، تنها به یک لحظه ختم نمیشود، بلکه زندگی فرد را بسته به شدت علاقهاش به طور کلی تحت تاثیر قرار میدهد و آثار مخرب فراوانی بر روحیه شخص میگذارد. در این بخش از فیلم درمانی، سراغ معرفی فیلمهایی رفتیم که شما را در یک شکست عشقی همراهی میکند و تجربههای جدیدی برای مقابله با مشکلات بعد از شکست عشقی و به طور کلی مشکلات یک رابطه به شما هدیه میدهد. با همبودگاه همراه باشید
ژانر : عاشقانه خانوادگی , اجتماعی
مدت زمان : ۹۵ دقیقه
زبان : انگلیسی
کیفیت : BluRay 720p
فرمت : MKV
انکودر : Ganool
حجم : ۶۰۰ مگابایت
محصول : آمریکا
ستارگان : Joseph Gordon-Levitt, Zooey Deschanel, Geoffrey Arend, Chloe Grace Moretz
کارگردان : Marc Webb
لینکهای مرتبط : جستجوی زیرنویس – کیفیتهای دیگر
توضیحات دوبله :
دوبله فارسی فیلم سینمایی پانصد روز سامر
خلاصه داستان :
دوستان صفحه نقد فیلم و سینمای همبودگاه درود . پانصد روز سامر ، فیلمی اجتماعی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی مارک وب میباشد. داستان این فیلم دربارهی یک نویسندهی نامههای احساسی و کارت تبریک به نام تام میباشد که خودش تا به حال به کسی دربارهی احساساتش نامهای نداده است ، اما به زودی با شخص رویاهایش به نام سامر ملاقات میکند و اکنون برای رسیدن به او شروع به تلاش میکند و…
دانلود با کیفیت BluRay 720p
| لینک مستقیم |
دانلود صوت دوبله فارسی به صورت جداگانه : | لینک مستقیم |
جستجوی زیر نویس
دانلود با کیفیت BluRay 480p
| لینک مستقیم |
دانلود صوت دوبله فارسی به صورت جداگانه : | لینک مستقیم |
جستجوی زیرنویس
دانلود با کیفیت BluRay 1080p
| لینک مستقیم |
دانلود صوت دوبله فارسی به صورت جداگانه : | لینک مستقیم |
جستجوی زیرنویس فارسی
نسخه زبان اصلی فیلم پانصد روز سامر
دانلود با کیفیت BluRay 720p ریلیز Ganool
| لینک مستقیم |
جستجوی زیرنویس فارسی
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
دانلود با کیفیت BluRay 480p ریلیز PaHe
| لینک مستقیم |
جستجوی زیرنویس فارسی
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
دانلود با کیفیت BluRay 1080p ریلیز F2M
| لینک مستقیم |
. 500روز سامر l
بیان حقیقت کمی تلخ و دور از انتظار است؛ اما فرار از آن باعث نمیشود که اوضاع از چیزی که هست بهتر شود؛ بلکه روز به روز به خاطر ترس از روبه رو شدن با حقیقت، همه چیز بدتر میشود.
فیلم 500 روز سامر با نشان دادن حقیقت شاید در ابتدا کمی اعصابخورد کن به نظر برسد، اما به تدریج سعی میکند فرهنگ مناسبی را بین مخاطبان در رابطه با عشق و عاشقی و شکست عشقی رواج دهد.
داستان فیلم که یک روایت غیر خطی است، از داستان علاقه بین تام و سامر آغاز میشود؛ اما در ادامه، فیلم در زمانهای مختلف سفر میکند و لایههای جدیدی از شخصیت تام آشکار میکند.
این فیلم با نگاه نوین خود به شکست عشقی، میتواند گزینه خوبی برای افزایش آگاهی فرد شکست خورده و در نتیجه بهبود اوضاع روحی او باشد.
کازابلانکا (Casablanca)
به عنوان یک اثر فاخر و ارزشمند، دلم نیامد که در این لیست به فیلم کازابلانکا اشاره نکنم؛ این فیلم بسیار محبوب با هنرمایی هامفری بوگارت و اینگرید برگمن، همانند فیلمهای بالا، سعی میکند به یک رابطه عاشقانه از دید مثبت نگاه کند و درواقع نیمه پر لیوان را ببیند.
داستان فیلم در یک دوره سخت تاریخی میگذرد؛ زمانی که مردم اروپا به خاطر فرار از آسیبهای جنگ، خواهان مهاجرت به قاره آمریکا هستند. تنها راه مطلوب برای رسیدن به آمریکا، گذر کردن از کازابلانکا و در صورت شانس آوردن، پرواز به سمت آمریکا است.
در این میان، فیلم به روایت یک عشق قدیمی میان ریک و الیسا میپردازد که مدتی است به دلایل نامعلوم از هم جدا شدند؛ اما بعد از سالها، مجدد با یکدیگر روبه رو میشوند. اکنون الیسا نامزدی به نام ویکتور لازلو دارد که از دست دولت آلمان و ویشی فرانسه فراری است.
شاید یکی از دلایل اصلی محبوبیت این فیلم در زمان خود و زمانهای بعدی، همین نگاه متفاوتش به جدایی و شکست عشقی است که درواقع سرآغاز ساخته شدن فیلمهای این چنینی بود.
داستان ازدواج (Marriage Story)
داستان ازدواج ، از آن دست آثاری است که با دقت، مشکلات مربوط به یک رابطه رو به زوال را بررسی میکند و جنبههای مختلف یک شکست عشقی را زیر ذره بین قرار میدهد.
داستان این فیلم، درباره یک زوج عاشق است که ظاهرا بی دلیل با کشمکشهای طلاق و جدایی روبه رو هستند. این کشمکش، زندگی فردی و زناشویی آنها را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد و باعث شده که هر کدام به نوعی، شخصیت پنهان خود را آشکار کنند.
تصور کنید، یک زوج هنگام روبه رویی با بحث جدایی و طلاق، با مجموعهای از مشکلات فردی و اجتماعی رو به رو میشوند و آن تصویری که قبل از آن از یکدیگر داشتند، از بین میرود و هر دو طرف به شدت دچار تغییر و تحول میشوند. این فیلم، بحث مشکلات هنگام جدایی و بعد از جدایی را پیش میکشد و سعی میکند با انتقال مفاهیم اساسی یک رابطه، به بینندگان یک تجربه متفاوت و پر کاربرد بدهد.
لا لا لند ( La La Land)
من دیدم، سراسر موزیکال هست. یک رابطه عاشقانه میتواند چه کمکی به افراد درگیر رابطه بکند؟ یا اصلا کارکرد یک رابطه چیست؟ آیا این کاکردها در لحظه عمل میکنند، یا حتی بعد از پایان رابطه میتواند ادامه داشته باشد؟
سوالات بالا، جز اساسیترین و فلسفیترین سوالات در مورد یک رابطه عاشقانه است که فیلم لا لا لند، در یک خط داستانی بسیار منظم به آنها پاسخ میدهد.
فیلم لا لا لند به روایت رابطه دو هنرمند رویاپرداز، یکی پیانیست و دیگری بازیگر، میپردازد و زوایای گوناگون یک رابطه از صفر شروع شده و دوران اوج و افول آن را به نمایش میگذارد.
وقتی یک رابطه شروع به شکل گیری میکند، افراد از زندگی فردی وارد زندگی اجتماعی میشوند و حتی گاهی یادشان میرود که خودشان یا طرف مقابل یک زندگی فردی و آرزوها و امیالی داشتهاند. بحث فیلم لا لا لند، پرداختن به مشکلات روابط عاشقانه نسبت به زندگی فردی است. البته در کنار این موضوع، یک رابطه اگر موفق باشد، میتواند باعث پیشرفت زندگی فردی نیز بشود.
این فیلم به شما آگاهی بیشتری نبست یه یک رابطه عاشقانه و فواید آن حتی بعد از پایان رابطه میدهد و به گونهای شما را ناچار به کنار آمدن با جدایی میکند. آن هم نه یک جدایی شکست خورده، بلکه یک جدایی موفقیت آمیز.
2 نفر
تبریک فراوان، عجب اتفاق فرخندهای. ممنون.
1 نفر دوست داشت
Ali Ahmadi
فکر کنم بهناز بدرزاده باشید، :)) موقع نوشتن پست ها پایین میشه انتخاب کرد که با پروفایل شخصی چیزی بنویسید یا با نام صفحه منتشر بشه، ممنون از شما
-
دوست داشتن
1
- فوریه 2, 2021
بهناز بدرزاده
ببخشید آقای احمدی، درود بر شما. من خنگم در تکنولوژی، پیشنهاد میکنم که فیلم انتخاب کنیم و تا هفتهی بعد ببینیم و نقد و بررسی کنیم. پیشنهاد من برای شروع، مارلون براندوی بزرگ است. اتوبوسی به نام هوس، در بارانداز، پدرخوانده، آخرین تانگو در پاریس، زنده باد زاپانا، اینک آخرالزمان. از بین این فیلمها لطف...نمایش بیشتر
-
دوست داشتن
1
- فوریه 2, 2021
Ali Ahmadi
فکر میکنم برای شروع از یک فیلم کلاسیک مثل چاپلین شروع کنیم بهتر باشه، هم همه باهامون همراه میشن، هم خیلی میشه راجع به معانی شون حرف زد، برای همه هم میمونه و قابل توضیحه
-
دوست داشتن
1
- فوریه 6, 2021
بهناز بدرزاده
درود بر شما. کاملا موافقم. عصر جدید یا دیکتاتور بزرگ عالیاند.
-
دوست داشتن
- فوریه 6, 2021
موارد دوست داشته شده دیگر
1
دوست داشتن
مدیر صفحه
-
Ali Ahmadiبنیانگذار (موسس)






