ژانویه 6, 2022
دسته بندی: من و شغلم و 1 دیگر
94 بازدید
وقتی این عنوان را در صفحه همبودگاه دیدم، احساس افسوس کردم. شاید بپرسید چرا؟ دلیلش این است که خیلی ها شغل ندارند و همینطور که می دانید نرخ بیکاری در جامعه ما زیاد است! در نتیجه داشتن شغل/کار برای خیلی ها یک حسرت یا افسوس است. البته برای خیلی ها هم که شغل دارند این عنوان می تواند یک حسرت باشد. در ادامه به شما خواهم گفت که چرا و چگونه!
به شغل یا به قول عامه مردم کار می توان از دو جنبه نگاه کرد. از یک منظر شغل ابزاری است که شما از طریق آن امرار معاش می کنید و به نظرم این جنبه در واقع جزء اصلی تشکیل دهنده تعریف شغل است و از منظر دیگر شغل/کار مشغولیت است که شما به آن علاقه دارید و با عشق آن را انجام می دهید. از این منظر خیلی ها ممکن است شغل (که معادل انگلیسی آن را می توان Occupation عنوان کرد) یا کار(با معادل انگلیسی Job) داشته باشند، اما شغل/کار مورد علاقه (خیلی جستجو کردم معادل انگلیسی این واژه ای که درست کردم را پیدا کنم اما چیزی نیافتم و شاید در فرهنگ غرب مانند زبان خودمان چنین واژه ای نباشد و شاید هم همه افراد در غرب به شغل/ کاری که انجام می دهند علاقه دارند؟! البته در انگلیسی از عبارت passion برای نشان دادن علاقه شدید به چیزی(مخصوصا یک مشغله یا کار) استفاده می کنند که شاید نزدیک ترین معادل برای آنچه مدنظر من است باشد) نداشته باشند. بنابراین می توان سه دسته برای افراد جامعه از نظر شغل شان تعریف کرد: دسته اول افرادی هستند که شغلی دارند که علاوه بر امرار معاش بواسطه آن به آن شغل علاقه داشته و با اشتیاق آن را انجام می دهند، دسته دوم عده ای هستند که شغلی دارند که صرفا با آن امرار معاش می کنند اما به آن علاقه ندارند و دسته سوم افرادی هستند که کلا شغل یا کاری ندارند؛ حال این افراد ممکن است در سن جوانی باشند و دنبال شغل بگردند و یا ممکن است در سن میانسالی باشند و در طول عمرشان کار کرده باشند اما این کارها بصورت فصلی و موقتی بوده باشند. به نظرم برای دسته دوم و سوم وقتی صحبت از من و شغلم می شود حسرت یا افسوس می خورند، چرا؟ چون در دسته دوم افراد از این جهت که شغلی دارند که با آن امرار معاش کنند اما چون به آن علاقه ندارند؛ حسرت داشتن شغل مورد علاقه که بتوانند با شور و اشتیاق آن را انجام دهند را دارند. دسته سوم هم که چون کلا شغلی ندارند یا شغل/کارشان فصلی و موقتی است در کل حسرت داشتن یک شغل را دارند-حتی اگر به آن علاقه نداشته باشند یا در حیطه تخصص آنها نباشد. البته به نظرم این افراد در چارچوب هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو از این حیث که دغدغه زندگی روزمره و امرار معاش را دارند در سطح پایین این هرم قرار گرفته اند. بنابراین در ضمیر ناخودآگاه شان همیشه یک حسرت یا افسوس داشتن شغل با درآمد ثابت و امنیت شغلی و تضمین هزینه های زندگی را دارند و البته ممکن است به جذابیت و مورد علاقه بودن این شغل هم نگاه کنند.
از منظر دیگر می توان بین شغل/کار و حرفه (با معادل انگلیسی profession) تمایز قائل شد. شغل را از لحاظ لغوی می توان مشغولیت تعریف کرد و در نظر گرفت و حرفه را می توان در معنای لغوی حرفه ای بودن در نظر گرفت. از این منظر هست که همانطور که در بالا گفتم خیلی از افرادی که شغل دارند هم حسرت می خورند- چگونه؟: همانطور که در بالا گفتم دسته ای ازافراد ممکن است شغلی داشته باشند اما این شغل فقط ابزار امرار معاش باشد و کاری نباشد که در آن متخصص و حرفه ای باشند-که این امر سبب علاقه داشتن به آن شغل می شود- و این مورد در ایران بسیار زیاد است. این افراد در واقع حرفه ندارند یعنی کاری که در آن حرفه ای باشند و از تخصص شان استفاده کنند، ندارند؛ بنابراین این افراد هم می توانند از شنیدن عنوان من و شغلم هم حسرت بخورند- با خود می گویند ای بابا این چه شغلی است! این حالت بیشتر در افرادی تحصیل کرده وجود دارد و به دلیل فاصله گرفتن از تحصیلات و تخصصی که در آن پیدا کردند و احتمالا به آن علاقه مند هم بودند وجود دارد.
بنابراین وقتی من عنوان من و شغلم را می بینم حسرت می خورم! واقعا تعریف شغل چیست و شغل من چیست؟
در پایان از مدیران وبسایت همبودگاه(که البته از دوستان من هم هستند) به دلیل انتخاب این موضوع تشکر کرده و از حیث اینکه نوشته ی من با آنچه آنها از این موضوع مدنظر داشتند، متفاوت بوده پوزش می طلبم و یادآور می شوم که نوشته بنده فقط تراوش ذهنی حاصل از نگاه به این موضوع است که در آن سعی شده از جنبه دیگری این موضوع را بررسی و نگاه شده و با دیگران به اشتراک گذاشته شود.
آپریل 21, 2021
دسته بندی: تجربه و 2 نفر دیگر
178 بازدید
در مطلب قبل در خصوص شیوع کرونا از یک نگاه به این مسئله نگاه کردم و برخی از موارد که به نظر بنده میتوانیم از این مسئله بوجود آمده در ایران و جهان بیاموزیم را بررسی کردم. اما در این نوشته سعی دارم که نگاه دیگری به مسئله شیوع کرونا داشته باشم و با تمرکز به نحوه مقابله و اعمال محدودیتها که (مثلا!) در جهت مقابله با شیوع کرونا طی یکسال گذشته و بویژه در ماه اخیر اعمال شدهاند، درسهایی که میتوان از این نحوه اعمال محدودیتها گرفت را بررسی کنم. در واقع در این نوشته سعی دارم که تحلیل و نقدی بر نحوه اعمال محدودیتهایی کرونایی داشته باشم بویژه اینکه شخصا نیز متاثر از این محدودیتها بودهام. در ابتدا بطور خاص محدودیتهایی که برای مشاغل توسط دولت و ستاد مقابله با کرونا اعمال شده است را مورد بررسی قرار میدهم.
اینکه دولتها در کشورهای مختلف سعی داشته اند با تعطیل کردن مشاغل/شهر(به اصطلاح lockdown) شیوع این ویروس را کنترل کنند به نوبه خود شاید کار درست و کارشناسانهای باشد که البته کارشناسی بودن این کار برای من حداقل در ایران جای سوال دارد- در دیگر نقاط جهان را نمیدانم.
در ایران دولت با تعطیل کردن موقت کسبوکارهایی که با نیازهای ضروری مردم سروکار ندارند سعی در کاهش تردد مردم در سطح شهر و متعاقبا کاهش شیوع کرونا دارد. به نظر بنده مقوله نیازهای ضروری خود جای سوال دارد، یعنی اینکه صرفا نان، لبنیات و امثالهم نیاز ضروری نیستند و ما قطعا بدون داشتن لامپ و در تاریکی در عصر حاضر نمیتوانیم زندگی کنیم! همچنین اگر شیر آب خانه خراب شود آیا میتوانیم بدون آب زندگی کنیم؟! حتی در عصر حاضر اگر کامپیوتر یا گوشی تلفن همراه ما هم خراب شود باز هم نمیتوانیم بدون آنها زندگی کنیم. در نتیجه این موارد هم جزء نیازهای ضروری ما هستند. بنابراین به نظر من درخصوص اینکه چه مشاغلی ضروری هستند کار کارشناسی انجام نشده است و شاید صرفا با الگوگیری از دیگر کشورها این کار انجام شده است بدون اینکه نحوه و سبک زندگی در ایران مورد توجه قرار گیرد؟!!
در همین راستا یک تناقص مضحک هم در مشاهدات خود از این کسبوکارها در سطح شهر دیدم. اساسا در راستای کاهش شیوع کرونا سعی بر این است که از تجمعات جلوگیری شود. تناقضی که به آن اشاره کردم این است که اساسا کسبوکارهایی که در دوره محدودیتهای کرونایی بسته میشوند محل تجمع زیادی نیستند و بالعکس مشاغلی که باز هستند-البته قطعا این مشاغل نیازهای ضروری مردم را تامین میکنند- خود محل تجمع هستند. سادهتر اینکه قطعا میدانید که در ایران برای خرید نان معمولا صف است یا حداقل اینکه تردد در یک نانوایی در هر یک ساعت نسبت به دیگر مشاغل شاید تا ده برابر بیشنر است. همین وضعیت هم درخصوص سوپرمارکتها یا فروشگاههای زنجیرهای وجود دارد. برای مثال در یک ساعت ممکن است 10 نفر وارد یک نانوایی یا سوپرمارکت شوند، اما در همین مدت بیش از 5 نفر وارد یک فروشگاه لوازم الکتریکی یا ابزارفروشی یا لوازم کامپیوتر نمیشوند. بنابراین اگر هدف این است که تجمع و تردد در فروشگاه یا سطح شهر کاهش یابد منطقی این است که این چنین مشاغلی که تردد زیادی دارند بسته شوند تا تردد و تجمع کمتر شده و شیوع کرونا هم کاهش یابد- البته قطعا این کار هم ممکن نیست چون این مشاغل ضروریترین نیازهای مردم را برآورده میکنند.
حال با توجه به نکات فوق به نظر شما راه حل چیست؟!! یک راه حل ساده و البته کارشناسی نشده که به نظر بنده رسیده است این است که اگر قرار است تردد و تجمع در سطح شهر کاهش یابد بهتر است که این مشاغل که محل تردد و تجمع هستند بسته شوند- یا اینکه اساسا همه مشاغل بسته شوند- و خدمات مورد نیاز مردم با استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات برآورده شود. منظور در اینجا صرفا ابزارهای آنلاین نیست. برای مثال در یک راهکار ساده یک نانوایی محلی میتواند با استفاده از تلفن سفارش نان بگیرد و آن را از طریق پیک برای مشتری ارسال کند که در این حالت دیگر فرد نیاز به خروج از منزل و آمدن و در صف نان ایستادن ندارد. البته مسئله هزینه ارسال با پیک در این روش مطرح است که نیازمند ایفای نقش توسط دولت یا نهادهای مربوطه است. به نظرم دولتها میتوانستند به جای اینکه بگویند برخی از مشاغلی که شاید از لحاظ شیوع کرونا چندان موثر نبودند بسته باشند، با سازماندهی مناسب و ایجاد سازوکارهای استفاده از ابزارهای ارتباطی همانند آنچه در بالا ذکر شد به این همه کسبوکارها کمک کنند، ضمن اینکه مشاغل جدیدی را ایجاد کرده و برخی از مشاغل-مانند پیک موتوری- را گسترش میدادند.
حال چه درسی میتوان از شیوع کرونا در این زمینه گرفت؟ به نظر من درسی که میتوان گرفت این است که یک جامعه/کشور برای پیشرفت نیاز به هماهنگی دارد؛ این هماهنگی باید بین اجزای حاکمیت/دولت و همچنین بین دولت و مردم باشد و همه در راستای یک هدف مشترک فکر و عمل کنند- که در اینجا کاهش شیوع کرونا است. یعنی درخصوص همین مسئله کسبوکارها اگر هماهنگی بین بخشهای مختلف دولت-مثلا وزارت بهداشت و دیگر وزارتخانهها- یا هماهنگی بین دولت و مردم(در اینجا اصناف به نمایندگی از مردم) وجود داشت، به عقیده بنده هم به مشاغل آسیب کمتری میخورد و هم شیوع کرونا بهتر کنترل میشد.
به امید تفکر و تعمق
سلام.
حقیقت اینکه من خیلی تجربه و تخصص در متون قدیمی ندارم ولی در کل به نظر شما باید توجه داشته باشید که این پیچیده بودن دستور زبان چه میزان است اگر در حدی است که بخشی از متن یا کل متن بطور کل مفهوم نباشد قطعا باید با کسی که با متون قدیمی آشناست مشورت کنید اما در حالتیکه این دشواری دستور زبان مانع درک شما از کلیت متن نمیشود راه حل این است که سعی کنید ترجمهای (نسبتا) آزاد داشته باشید یعنی زیاد به تک تک جملات متن اصلی وابسته نباشید و سعی کنید بطور مفهومی ترجمه کنید. البته این وابستگی به متن اصلی را مخاطب یا کارفرمای کار ترجمه تعیین میکند و به نظرم باید مراقب باشید که زیاد هم از متن اصلی دور نشوید.
ان شاله که پاسخم مفید بوده باشد.
موفق باشید.
نوامبر 8, 2020
دسته بندی: تجربه و 2 نفر دیگر
245 بازدید
با گسترش شیوع ویروس کرونا در اسفند ماه سال 1398 شمسی در ایران، این ویروس به بخشی از زندگی روزمره ایرانیان و همچنین مردم جهان تبدیل شد که تغییر در سبک زندگی آنان را به همراه آورد. اگر به این تغییر در سبک زندگی مردم نگاه کنیم از جنبههای مختلفی قابل بررسی بوده و درسهایی به ما میدهد. ابعاد مختلف درسهایی که شیوع ویروس کرونا به ما میدهد را میتوان در بعد سبک زندگی روزمره، سبک رفتاری و اخلاقی مردم، نگرش مذهبی مردم و همچنین زندگی کاری و حرفهای شان را شامل میشود. در این نوشته و نوشتههای آتی براساس برداشت شخصی نویسنده، نکاتی آورده میشوند. این نکات براساس مشاهدات شخصی نویسنده از شرایطی که شیوع این ویروس در جامعه ایران به وجود آورد و واکنشها و رفتارهای مردم در این دوران بیان شدهاند. در واقع به عقیده نگارنده میتوان با نگاهی متفاوت به شرایط موجود درسهایی از این شرایط فراگرفت و در زندگی کاری و شخصی خودمان بکار بندیم تا سبک زندگی بهتری داشته باشیم.
شاید اولین و مهمترین درسی که بتوان از این شرایط فراگرفت در بعد رفتاری و اخلاقی است. در شرایط شیوع ویروس کرونا ما ملزم به رعایت فاصله خود با افراد دیگر در محیط شلوغ و سربسته بودیم. من این الزام را به نوعی رعایت حد تعبیر میکنم؛ آنچه در بسیاری از فرهنگها و تعالیم اخلاقی وجود دارد. در واقع رعایت فاصله با دیگران یا آنچه رعایت فاصله اجتماعی نامیده میشود در واقع رعایت حریم خصوصی دیگران میتواند تعبیر شود. میتوان از این شرایط این درس را گرفت که در بسیاری از شرایط بهتر است که حریم دیگران را حفظ کنیم و وارد حریم دیگران نشویم. این مسئله در تعالیم دینی اسلام که اکثر ما به آن معتقد هستیم نیز بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. بنده مایلم این حالت را به بسیاری از موارد دیگر تسری دهم. به عقیده نگارنده رعایت حدود همان رعایت حقوق است که جوامع فعلی در بسیاری از موارد آن را رعایت نمیکنند. به بیان ساده میتوان گفت که رعایت فاصله اجتماعی با شخص دیگر که در شرایط کرونایی برای ما بوجود آمد حقی است که ما بر گردن دیگر افراد جامعه داریم و در واقع رعایت نکردن آن ضایع کردن حق دیگران است. حال اگر ما بیاموزیم که این حقوق را رعایت کنیم متعاقبا در بسیاری از موارد دیگر هم که ممکن است حقی از دیگران را ضایع کنیم، رفتار خود را تصحیح میکنیم. برای مثال پرداخت نکردن بدهی به دیگران حقی است که دیگران بر گردن ما دارند. به نظر بنده شباهتی که این ضایع کردن حق به رعایت نکردن فاصله اجتماعی در شرایط شیوع کرونا دارد این است که اگر عده معدودی این را رعایت نکنند به دیگر افراد جامعه هم تسری مییابد. اگر بخواهم سادهتر بگویم اگر کسی حقی برای مثال بدهی مالی به شخص دیگری دارد و این بدهی را به او پرداخت نکند، فردی که پول طلب دارد مجبور است که پول نداشتن خود را به نوعی جبران کند و احتمالا این کار را با ضایع کردن حق دیگران انجام میدهد و این سلسله در کل جامعه تسری مییابد- اینجاست که رعایت نکردن حدود در شرایط کرونا با ضایع کردن حقوق یکدیگر شباهت دارد. به بیان دیگر همه افراد جامعه با یکدیگر در ارتباط بوده و به یکدیگر وابستهاند، حال اگر عدهای در این جامعه حدود خود را رعایت نکرده و حق دیگران را نپردازند جامعه به سمت زوال پیش میرود- همانطور که رعایت نکردن فاصله اجتماعی در شرایط شیوع کرونا میتواند به یک فاجعه بهداشتی و از بین رفتن هزارها و میلیونها انسان منجر شود.
از منظر اخلاقی و مذهبی درس دیگری که میتوان از شیوع ویروس کوید-19 آموخت این است که سرایت این ویروس به همه اقشار جامعه اعم از فقیر و غنی، تحصیلکرده و کمسواد و در همه شرایط و زمانها امکانپذیر است-البته منظور این نیست که رعایت موارد بهداشتی نمیتواند مانع گسترش آن شود، بلکه منظور این است که این ویروس به دلیل اینکه همه اقشار جامعه به دلیلی به هم وابستهاند و با هم ارتباط دارند امکان سرایت به هر نوع قشری از جامعه را دارد. آنچه من از این وضعیتی که این ویروس بوجود میآورد میآموزم این است که همه ما فارغ از اینکه در چه سطح اجتماعی قرار داریم نیاز به داشتن رابطه با هم داریم و به بیان ساده به یکدیگر احتیاج داریم- حالتی که ما برای جلوگیری از شیوع ویروس آن را محدود کردیم. اگر به این حالت از منظر مذهبی یا جامعهشناختی نگاه کنیم مشخص میشود که همه ما به ارتباط با یکدیگر نیاز داریم، درنتیجه بهتر است که در کنار هم و با مشارکت و کمک به یکدیگر و بدون درنظر گرفتن اینکه چه موقعیت اجتماعی داریم سعی در کمک به یکدیگر و بهبود جامعه خود داشته باشیم؛ زیراکه همه ما به یک نقطه نهایی(مرگ) میرسیم.
خوشحال میشوم که نظرات و تجربیات خودتان را هم در این خصوص به اشتراک بگذارید.
اکتبر 11, 2020
دسته بندی: شعر و 1 دیگر
292 بازدید
سلام. این یک دلنوشته به منظورتجلیل و تقدیر از مقام استاد محمدرضا شجریان است از طرف شخصی که عمری با صدای دلنشین ایشان اوقات گذرانده است.
بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمیشود داغ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
(شعر از حضرت مولانا، اجرا شده در کنسرت بم توسط استاد محمدرضا شجریان)
در هر رشته فعالیت معدود افرادی هستند که به دلایلی در آن رشته فعالیت خود مشهورتر و غالبا محبوبتر از دیگر همکاران خود میشوند. این حالت در دسته فعالیتهای هنری به دلیل اینکه ارتباط نزدیکتری با مردم دارند بیشتر نمود مییابد.
در رشته موسیقی و بطور خاص موسیقی سنتی ایران هم افراد بسیاری بودهاند که در عصر خود مشهوریت و محبوبیت داشتهاند. البته در میان این افراد هم تعداد بسیار اندکی بودهاند که به واسطه کارهایی که انجام دادهاند فراتر از عصر خود رفتهاند و در واقع یک شخص مشهور، محبوب و تاثیرگذار در همه اعصار آن رشته فعالیت بودهاند. در عصر حاضر ما هم در رشته موسیقی سنتی اساتید بزرگی وجود دارند که نام بردن از آنها در این نوشته نمیگنجد، اما در میان این اساتید معاصر، مشهور و محبوب حوزه آواز موسیقی سنتی استادی هست که بیش از همه در حوزه موسیقی سنتی ایران تاثیرگذار بوده است و میتوان گفت که فراتر از عصر خود رفته است. این استاد گرانقدر آواز موسیقی سنتی، استاد محمدرضا شجریان هستند که همانطور که میدانید در هفدهم مهرماه سال 99 به دیار باقی شتافتند.
در این نوشته نمیخواهم از زندگینامه استاد شجریان بگویم، زیرا که مطالب زیادی در این خصوص در فضای وب خواهید یافت. همچنین(علی رغم علاقه بسیار اینجانب به ایشان) نمیخواهم که بگویم برای فقدان ایشان شیون کنید، زیراکه بقا مختص ذات حق تعالی است و طبق آیه شریفه قرآن هر کسی مرگ را میچشد و فقط زمان آن معلوم نیست و ای کاش که مشیت الهی اینگونه بود که استاد شجریان هم بیشتر در میان ما میزیستند و دیگران بیشتر از تجربه و علم ایشان بهره میبردند. اما آنچه به نظر بنده از همه چیز مهمتر است، این است که استاد شجریان و دیگر اساتید موسیقی سنتی ایران پیامی منتقل کردهاند و میکنند که آن پیام در اشعاری که این اساتید میخوانند نهفته است. اساتید موسیقی سنتی ایران از جمله استاد محمدرضا شجریان بیش از همه اشعار شاعران کهن ایران را با صدای زیبا و دلنشین و در دستگاههای موسیقی سنتی ایران که هرکدام حال و هوای خاص خود را دارد، نغمهگری کردهاند که این اشعار حاوی مضامین عالی معنوی و سرشار از عرفان و اخلاق است. به عقیده بنده آنچه بیش از همه مقام استاد شجریان را (البته جدا از تخصص و تبحر در حوزه موسیقی سنتی و کارهایی که در این زمینه انجام دادهاند) گرانقدر می سازد، تلفیق زیبای موسیقی سنتی با اشعار شاعران و عارفان کهن ایران زمین از جمله حضرت حافظ، مولانا و سعدی است و چه خوب است که ما بتوانیم با گوش دادن(نه صرفا شنیدن) به صدای استاد محمدرضا شجریان از پیامهای معنوی این شاعران عالیقدر کهن و معاصر ایران بهره ببریم.
اما یک گلایه هم نسبت به طرفداران یا طرفدارنماهای استاد شجریان وجود دارد و آن اینکه متاسفانه در مراسم تشییع و خاکسپاری استاد محمدرضا شجریان شاهد رفتارهای ناهنجار عدهای بودیم. جالب اینکه احتمالا برخی از این افراد که چنین رفتارهایی داشتند، حتی شاید یکبار هم صدای استاد شجریان را نشنیده باشند و به آن توجه نکرده باشند، اما به دلیل جو موجود و یا برخی اهداف سیاسی اینگونه رفتارهای نابهنجار را انجام دادهاند. امید است که همه مردم ایران و همه مردم جهان به کسانیکه به درجه و مقامی خاص در زمینه فعالیت خودشان می رسند فراتر از جهتگیریها و تعصبات سیاسی، قومیتی و غیره نگاه کرده و به این شخصیتهای گرانقدر به عنوان وسیلهای برای دریافت پیام هستی توجه کنند. بقول استاد شجریان: اگر که تدبیری باشد در درک منطق هنر است، در هنر میشود نوای هستی را شنید.... پروازی به فرازستان معنا.
آدمی در عالم خاکی نمیآید بدست عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی
( شعر از حضرت حافظ اجرا شده در آلبوم معمای هستی از استاد محمدرضا شجریان)
اکتبر 11, 2020
دسته بندی: شعر
204 بازدید
سلام. امروز 20 مهرماه روز بزرگداشت لسان الغیب حافظ شیرازی نامگذاری شده است. بدین جهت تفالی به دیوان حضرت حافظ زدهام و این غزل آمد که باز هم یکی از غزلهای جذاب و پرمعنای حضرت حافظ است. امید است بهره و لذت از آن ببرید.
به تیغم گر کشد دستش نگیرم وگر تیرم زند منت پذیرم
کمان ابرویت را گو بزن تیر که پیش دست و بازویت بمیرم
غم گیتی گر از پایم درآرد بجز ساغر که باشد دستگیرم
برآی ای آفتاب صبح امید که در دست شب هجران اسیرم
به فریادم رس ای پیر خرابات به یک جرعه جوانم کن که پیرم
به گیسوی تو خوردم دوش سوگند که من از پای تو سر بر نگیرم
بسوز این خرقه تقوا تو حافظ که گر آتش شوم در وی نگیرم
ضمنا برای علاقهمندان به موسیقی سنتی هم باید بگویم که ابیات این غزل را خوانندگانی همچون استاد محمدرضا شجریان در آلبوم معمای هستی، استاد شهرام ناظری و علیرضا قربانی و سالار عقیلی هم اجرا کردهاند.
لینک اجرای استاد محمدرضا شجریان از غزل به تیغم گر کشد.
اکتبر 6, 2020
دسته بندی: شعر
246 بازدید
سلام. با وجودیکه اشعار حافظ زیاد در فضای وب است ولی به نظر بنده که عاشق اشعار و غزلیات شاعران حکیم و کهن هستم تکرار این اشعار پرمعنا خالی از لطف نیست. ضمن اینکه دیدم قسمت شعر سایت چندان فعال نیست. بنابراین برای شروع این غزل حافظ که امروز اتفاقی به آن برخوردم را برایتان آوردم. امید است لذت ببرید
سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم که من نسیم حیات از پیاله میجویم
عبوس زهد به وجه خمار ننشیند مرید خرقه دردی کشان خوش خویم
شدم فسانه به سرگشتگی و ابروی دوست کشید در خم چوگان خویش چون گویم
گرم نه پیر مغان در به روی بگشاید کدام در بزنم چاره از کجا جویم
مکن در این چمنم سرزنش به خودرویی چنان که پرورشم میدهند میرویم
تو خانقاه و خرابات در میانه مبین خدا گواه که هر جا که هست با اویم
غبار راه طلب کیمیای بهروزیست غلام دولت آن خاک عنبرین بویم
ز شوق نرگس مست بلندبالایی چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم
بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک غبار زرق به فیض قدح فروشویم
سلام حسام
طبق تحقیقات من معادل Break a leg را میتوان موفق باشید گفت و کمی با have a blast متفاوت است زیرا برای مثال میگوییم I had a blast یعنی خیلی خوش گذشت، یا عامیانهاش ترکونیدم.
اما break a leg وقتی به کار میرود که به کسی بگوییم break a leg یعنی "موفق باشید"
سلام در ادامه بحث قبل که تعدادی از اصطلاحات انگلیسی را آوردم. در این بحث هم تعداد دیگری اصطلاح با معادلشان را میآورم. امیدوارم که بپسندید و مشارکت بیشتری داشته باشید.
be on cloud nine: خیلی خوشحال بودن، ذوق داشتن
chock-full: پُرپُر، در حال سرریز
toot one's own horn: از خود تعریف و تمجید کردن
rattle off: پشت سرهم و تند خواندن فهرست یا چیزی
drip campaign: بازاریابی به روش دادن اطلاعات و تکرار به منظور جذب مشتریان- معادل دقیق فارسی؟
have a blast: لذت و هیجان زیاد داشتن، به اصطلاح عامیانه ترکوندن
throw the baby out with bathwater: تر و خشک را با هم سوزاندن
lump somenone in with: کسی را با شخص/گروه دیگری یکی شمردن
keep your eyes one the prize: روی نتیجه نهایی و مثبت تمرکز کردن
talk in circles: یک حرفی را دوباره تکرار کردن(بصورت پافشاری روی حرف خود)
set the tone: فضا یا زمینه را آماده کردن
It is someone's call: تصمیم با (شخص)
in the groove: در مسیر درست کار بودن
knows a thing or two about sth: خوب درباره چیزی دانستن
keep one's powder dry: آماده باش بودن، هشیار بودن
dog and pony show: نمایش یا معرفی با آبوتاب محصول/چیزی
more often than not: معمولا
flesh out: اطلاعات تکمیلی و جامع درباره چیزی دادن
take on a life of his own: مهم و برجسته شدن
nail it right on the head/hit the nail on the head: درست به هدف زدن، کاری را دقیق و درست انجام دادن
par for the course: آنچه در یک شرایط رایج است
upset the apple cart: برنامه یا کاری را خراب کردن
as much as the next guy: به اندازه معقول، آنچه عموم مردم انجام میدهند
for grins: تفریحی
go a long way: مناسب و کافی بودن برای چیزی در مدت زمان زیادی
go through the motions: کاری را سرسری انجام دادن، رفع تکلیف کردن
ahead of the curve: پیشروتر از رقبا بودن
turn over every rock: همه جا را جستجو کردن، کار طاقتفرسا انجام دادن
stay off the grid: در جایگاهی ماندن
give a second thought to: به چیزی زیاد یا دوباره فکر کردن
speak volumes: (نگاه یا حرکتی) که حرفی دارد
gloss over: کم اهمیت یا بی اهمیت شمردن چیزی
ببخشید منظورتان را متوجه نشدم. اگر معادلی برای اصطلاح دارید لطفا کل اصطلاح را با معادل آن بیاورید.
سلام
در بحث قبل برخی از اصطلاحات انگلیسی آورده شد که میتوانند معادلهای مختلف در متون مختلف به خود بگیرند.
در این بحث مایلم که علاقهمندان معادلهای مختلفی که برای برخی از واژگان انگلیسی وجود دارد و بعضا از معنای اصلی و شناخته شده آنها متفاوت هستند را بیاورند.
برای مثال rigorously: معنای اصلی با شدت، باقدرت است معنای دیگر بادقت/ ظرافت. خوشحال میشوم که شما هم ترجمهها/معادلهای دیگر واژگانی که در زیر میآیند را ذکر کنید.
post: به شغل گماشتن
capture: نشان دادن، به منصه ظهور گذاشتن، تحقق بخشیدن
nuts and bolts: اصول پایه چیزی
regularly: دورهای، بطور منظم،
convincingly: بطور متقاعدکننده
default rate: نرخ جریمه
diminishing: تحلیل رونده
immersive: فراگیر/جامع
anchor: تقویت کردن، پایه/اساس ساختن
leverage: بهره گرفتن، استفاده کردن
bar: معیار یا استاندارد