Drag to reposition your photo
لغو
ذخیره کردن
مزدک صالحی
یک نوشته ایجاد کرد
شکورا آذرخشی
بنظرم تخیل خودش می تونه یه سرزمین باشه یا یه سیاره شاید هم یه کهکشون و حتی گسترده تر .... . مطمئنا شما بهش دسترسی پیدا کردید و خوشحالم که از ارمغانتون ما رو هم شریک کردید . مشتاقِ خوندن این کتاب و کتاب های دیگرتون هستم . ( ایموجیِ برگِ سبزِ روشن )
مزدک صالحی
وای وای... اُه اُه... آخ آخ... کودکانه ذوق زده شدم از این نظر؛ من ذوق زده شدم و درخواست کردم که با من شریک شین چون جداً یاد می گیریم وقتی چیزی می خونم از شما یا بقیه و سعی می کنم درست و عاقلانه استفاده کنم ازش... بی نهایت ازتون ممنونم ولی کاش چیزی برای ارائه دادن داشتم یا بلد بودم یا واقعاً به تخیل ...نمایش بیشتر
مريم فرنگي
صبور و منتظر براي اين رمان. عالي
مزدک صالحی
کارهای من صبر ایوب می خواد فرنگی... تحفه ای هم نیست البته
مريم فرنگي
صالحي مي دوني كه من بسيار صبورم. ?
شکورا آذرخشی
سعی شما اشتیاق ما رو بیشتر می کنه
شکورا آذرخشی
ایموجی قدردانی از پاسخ فروتنانه ی جنابعالی
لیلا جلینی
تولدتون هزاران بار مبارک...امیدوارم که آرزوهای قشنگ‌تون به بهترین خاطرات‌تون بدل بشه ( ایموجی گل و کیک شکلاتی تر و تازه و یه عالمه آرزوهای خوب )
1 نفر دوست داشت
لیلا جلینی
من اینو در پیج تولد آقای مزدک صالحی به عنوان پیام فرستادم. نمیدونم چرا تو صفحه ی اصلی بالا اومده! (خخخخ...مهندسین مربوطه رسیدگی کنند. من تا بیام همبودگاه رو یاد بگیرم پیر شدم رفته )
حسام زاهدی
اکیه، هر اتفاقی که تو شبکه میوفته همه باید خبردار بشن، همه چیز شفافه اینجا ؛)
لیلا جلینی
یعنی هلاک شدم از اینهمه شفافیت ! خدایا این شفافیتها رو از ما نگیر ...خوب من فکر میکردم صفحه ی جداگانه داره تولدها . نمیخواستم مزاحم شما باشم... شما هم برید در خونه خودتون باز ی کنید و الا توپ تون رو پاره میکنم ( ایموجی پیرزن خفن با چشمهای ریز کینه ای و لبخند خوفناکه کج و دندونهای یک خط در میان و چاق...نمایش بیشتر
حسام زاهدی
عجب ایموجی ترسناکی 0( 0(
مزدک صالحی
خانم جلینی عزیز خیلی خیلی ممنونم ازتون... لطف کردین، تولد شما هم مبارک... شرمنده شدم حقیقتاً... می دونم سی و چهار سالگی مهمترین سنه و قدر لطفی که داشتین رو می دونم
لیلا جلینی
بزرگوارید! امیدوارم براتون خاطره انگیز بشه. بنظرم ۴۳ سالگی از ۳۴ سالگی مهمتره...( ایموجی همون پیرزن توپ‌پاره‌کن که حالا مهربون شده داره بچه مثبت کوچه رو نصیحت می‌کنه )
گلاره جباری
استاد بی‌بدیل نقدهای همبودگاه تولدتون مبارک :D
حسام زاهدی
مزدک خان تولدت مبارک :)
گلاره جباری
اولین نفری باش که می‌پسندی
مزدک صالحی
چی بهتر از این؟ شروع کنیم دیگه
گلاره جباری
قطعا که شما یکی از دوستانی هستید که نقد درست و موشکافانه دارید.
مزدک صالحی
اول اینکه شما لطف دارین... دوم اینکه نظر من موشکافانه ست اما درمورد سومی که درست بودنه، شک دارم... راستش من خیلی سخت گیر و بد قلق و کمی بد سلیقه م... اما اساساً خیلی معتقد نیستم که باید خوبی آدم ها، یا هنرِ کسی رو گفت؛ چون خوبی باید باشه! اینکه بگیم فلان داستان یا تابلوی نقاشی یا متن یا مجسمه خوبه ک...نمایش بیشتر
گلاره جباری
مزدک صالحی
حسام زاهدی
آقا یکم مهربون‌تر :) کاش جوابش رو داده بودی. اتفاقا امروز داشتم به پادکستی درباره کتاب گوش می‌دادم که موضوع اپیزودش درباره ماهیت ایده بود. می‎‌گفت ایده کتاب چیزیه که در ذهن شما شکل گرفته و انقدر خاص هست که با وجود شما گره خورده و اشکالی نداره قبل از نوشتن درباره‌اش صحبت کنی چون با وجود خودت عجین هست...نمایش بیشتر
گلاره جباری
از بحث‌هاشون تو کلاب‌هاس مشخصه دیگه
مزدک صالحی
آقا / خانوم... من نمی خوام بحث نسل ها رو بکنم - که دیگه انقدر گفته شده که تکراری به نظر میاد - ولی می خوام بگم آخه کاش این نوجوانان با استعداد اگر دارن موسیقی می سازن، لا اقل اگه در مورد موسیقی باهاشون حرف می زنی یه ذره خونده باشن و دنبال کرده باشن؛ اگه دارن طراحی لباس می کنن کاش یه ذره راجع به مد و...نمایش بیشتر
گلاره جباری
چه خوب که عصبانیت شما همچین متن گیرایی رو خلق کرده کلمه به کلمه خوندمش و حسش کردم
مزدک صالحی
شما لطف دارین... کاش اینجوری باشه و من انقدر بزرگ شده باشم که از این تعریف ها خوشحال و مغرور نشم... ولی می شم؛ چه کنم!؟
گلاره جباری
پارسال همین موقع با یک گرافیست تازه کار بدقول و بی مسئولیت بیست ساله این کارو کردم و اینقدر سرش داد زدم تا گریه‌اش گرفت و بعدم اخراجش کردم.
گلاره جباری
من اون روز ناراحت نشدم اون روز عصبانی هم نبود از عمد سرش داد زدم از عمد اشکش رو درآوردم و عذاب وجدانی نگرفتم که اخراجش ‌کردم چون دقیقا فکر کردم بیست سالگی این بلا سرش بیاد شاید بفهمه و تغییر کنه اما چهل سالگی نمیتونه از جاش بلند بشه
گلاره جباری
و در آخر کاش میزدین تو گوشش حداقل تو این نوشته اینطور می‌گفتید دلمون خنک میشد.استیکر خنده شیطنت آمیز
ستاره معاف
دستم (بگرفت/نگرفت/ندید) و پا‌به‌پا (برد/ رفت/ نبرد/پشت‌پا زد) مرا!
مزدک صالحی
مزدک صالحی
مزدک صالحی
اولین نفری باش که می‌پسندی
مزدک صالحی
حسام زاهدی
من کلا همه چیز رو می‌ریزم تو خودم، فکر کنم رسوبات زیادی داشته باشم که باید بریزم دور. حتما نوشتن رو شروع می‌کنم.
مزدک صالحی
اُه اُه... البته نوشتنِ این صفحات هم عملاً بُرون ریزی نیست. همچنان درون ریزیه اما به شکل آگاهانه... یعنی زنگار از آدم بیرون نمی ره؛ فقط صرفاً بهش آگاه می شیم.
بنیامین نوری
صفحات صبحگاهی برای کشف ناخودآگاه عالیه... من صد و شصت روز هستش که صفحات صبحگاهی می‌نویسم و چیز هایی رو از خودم کشف می‌کنم که شاید بدون این سه صفحه‌ها اصلاً بهشون دست پیدا نمی‌کردم!
مزدک صالحی
واقعاً من درک می کنم که چقدر کیف می ده... اگرچه برای صبح آدم مناسبی نیستم و شبها تمام روزم رو می نویسم اما کاملاً باهاتون هم عقیده ام و آدم به چیزهایی توی خودش می رسه که هم ترسناکه و هم لذتبخش و گاهی بسیار آگاهی بخش.
الهه جعفرپور
بسیار عالی بود ممنونم??
مزدک صالحی
لیلا جلینی
خیلی خوب بود. لذت بردم. موفق باشید
مریم نظری مهر
به به
مريم فرنگي
بسيار جذاب. منتظر خواندن داستنهاي پس و پيشش
مزدک صالحی
مزدک صالحی
بهناز بدرزاده
سالگرد نقره‌ای
مشاهده موارد بیشتر