علاقهمند به گردشگری و کتاب
دربارهی من
دوستان
سایر
اشخاص
سرگرمی
اجتماع، کامیونیتی
کتابفروشی
5
دوست داشتن
شرکت، سازمان، یا موسسه
6
دوست داشتن
آموزشی
8
دوست داشتن
کتابخوانی
کتابخوانی
کتابخوانی
تخصصی
انجام پروژه
کتابخوانی
وسطای مراسم و قیافهای خسته و بیرمق.
عکس اول: در کنار بهرنگ کیاییان مدیر نشرچشمه.
عکس دوم: در حاشیهی امضای کتاب آقای فردوسیپور و طرفداران را مشاهده میکنید و من که اون پشت نظارهگرم:))))
برگزاری برنامهای(ایونت) برای دیدار با محمود دولتآبادی سخت بود اما به یادماندنی.
۲۴ تیر ۱۴۰۱
چشمهی البرز
عکس: مونا جم
جیران یکتا
کاش من هم ایشان را از نزدیک می دیدم.آفریننده ی کلیدر ، جای خالی سلوچ.
-
دوست داشتن
1
- جولای 20, 2022
اون وقتها که مدرسهای بودم هیچ وقت برای هیچ امتحانی استرس نداشتم بیخیال بود و همیشه یه نمرهی معقولی میگرفتم.
حتی گاهی هم نمراتم از معقول پایینتر میشد و ناپلئونی درسها را پاس میکردم اما اصلا برام اهمیتی نداشت.
چون در قید و بند نمره نبودم و انگار میدونستم نمرههای مدرسه قرار نیست جایی تو زندگی کمکم کنه.
اما این روزها توی روزهای سخت و پر استرس کاری هستم و دقیقا حس بچهی مدرسهای رو دارم که در پایان ترم هست و داره طبق برنامه امتحان میده و هر امتحانی که تموم میشه یه آخیش میگم و از فرداش باید برای امتحان سخت بعدی آماده بشم.
باید تمرکز کنم، باید تلاش کنم، باید سخت درس بخونم و همین فکرها و یک حجم زیاد درس که روی سرم ریخته خواب رو از چشمام ربوده و مدام مغزم داره دقیق میشه که نکنه چیزی از قلم بیافته و نکنه توی این امتحانات مردود بشم.
برای منی که حتی زمان کنکور هم هیچ استرسی رو تجربه نکردم این حالت برنامهریزی پشت سر هم برای برنامههای سخت کاری و فشرده جالب و غریبه!
اما آدمیزاد دوست داره خودش رو در یک چالش غرق کنه و بعد که این دورههای سخت و پر استرس زندگی تموم شد برگرده به کارنامهی خودش و به این روزهای پرکار نگاه کنه و بعد از یادآوری خاطراتش یه لبخند بزنه و بگه اون روزها هم گذشت...
#زندگی#روزهای_سخت#استرس#امتحان#کنکور#چالش#کار#شغل#ایونت#رویداد#مدرسه
سلام به همه من هم اول کتاب خیلی برایم گیرایی نداشت و سخت تونستم باهاش ارتباط بگیرم اما از صفحهی ۴۵ به بعد یه کمی روانتر شد و تازه روابط رو پیدا کردم.
اما باید پیش برم ببینم آخرش چی میشه امیدوارم بر...نمایش بیشتر
بردیا اعلم الهدی
من کتابو تموم کردم ولی نمیتونستم داستانو و خط روایت و پی بگیرم. خوشخوان نبود به نظرم
-
دوست داشتن
1
- جولای 18, 2022
فائزه امینی
زن.
زندگی می کند در
تهران, ایران.
اولین نفری باش که میپسندی
هاجر حسنوند
زندگی می کند در
لرستان, ایران.
اولین نفری باش که میپسندی
شکوفه حجازی
زندگی می کند در
اصفهان, ایران.
اولین نفری باش که میپسندی
سحر اسدیان
زندگی می کند در
تهران, ایران.
اولین نفری باش که میپسندی
سوالی که برای من پیش اومده اینه که داستان اول چقدر به واقعیت نزدیک بود به نظرتون؟
سمیرا حلاجیان
اینقدر پرش زمانی داشت و خط داستان را گم می شد که من واقعا درون مایه و محتوای داستان را متوجه نشدم. در نهایت حرف داستان چی بود؟!
-
دوست داشتن
- ژوئن 8, 2022
مریم اکبری
اول، زندگی مادر در کنار پدر بدون عشق. دوم، زندگی پدر بدون توجه به احساسات مادر. سوم، فرزندی که خودبخود و بدون توجه و عشق در این خانواده بزرگ میشه ولی در زندگی آینده اش به دنبال عشق ایده آل و رمانتیک هست ( در پستی که گذاشته ام به نوعی علت را نوشته ام). اینها مواردی است که دائم در زندگی واقعی تکرار می...نمایش بیشتر
-
دوست داشتن
1
- ژوئن 8, 2022
مزدک صالحی
من کاملاً با این نظر موافقم... اصل داستان از مجموعه ای خرده داستان تشکیل شده؛ این خرده داستان ها، روایت ها، احساسات، اتفاقات جنسی، روابط سرد و گاهی بی دلیل، شکست ها و کشف و شهودهای فردی که توی این داستانه، در زندگی عادی محتمل و گاهی برای خیلی از ماها لمس کردنیه؛ اینکه این اتفاقات عیناً افتاده باشه ص...نمایش بیشتر
-
دوست داشتن
- ژوئن 8, 2022
محدثه صحرائی
بنظرم داستان واقعی بود ولی پایانش غیرواقعی. بنظرم تا اینجایی که خوندم نویسنده دوست داره آخر هر داستانی خواننده رو غافلگیر کنه
-
دوست داشتن
- ژوئن 8, 2022
حسام زاهدی
نویسنده وکیل هست، احتمالا ایده داستان رو از یکی از پروندههایی که باهاش سروکار داشته یا دربارهاش شنیده برداشته، ولی بنظرم خیلی داستانیش کرده و فقط یه بخش کوچیکی از داستان الهام گرفته از واقعیت باشه.
-
دوست داشتن
1
- ژوئن 8, 2022
آخرین آهنگها
گروههای ویژه
تخصصی
کتابخوانی
انجام پروژه
کتابخوانی































