توسط بر مارچ 21, 2021
  نام من سرخ   نام من سرخ یک رمان کارآگاهی قرن شانزدهم ترک است و به شیوه‌ی پلی‌فونی یا چند صدایی نوشته شده است.  این کتاب در ایران توسط عین‌الله غریب در نشر چشمه و تهمینه زردشت در نشر مروارید ترجمه و منتشر شده است. رمان سرشار از پارادوکس‌ و خرده روایت‌ها‌ست و چندین لایه دارد و شامل مضامین کلی و جزئی، غرب و شرق، سنت و تجدد، محتوا و فرم(وقتی از مباحث نقاشی صحبت می‌کند) و حتی تقابل بین نظریه‌های افلاطون و ارسطو‌ست. "فریت اورهان پاموک"، برجسته‌ترین رمان نویس ترکیه، آوانگارد و دار...
30 بازدید 5 likes
توسط بر مارچ 19, 2021
  Knives out    بیایید به یک "هرکول پوآرو" ی مدرن و جذابِ امروزی "دنیل کریگ" سلام کنیم که شاید اگر ملکه‌ی جنایت "آگاتا کریستی" زنده بود پس از دیدن این فیلم لبخند می‌زد. فیلم "چاقو کشی" در سپتامبر ۲۰۱۹ در "جشنواره فیلم تورنتو" شرکت کرد و در نوامبر همان سال در آمریکا اکران شد. فیلمنامه نویس و کارگردان و تهیه کننده‌ی این فیلم "ریان جانسون" است که در پرونده‌ی هنری‌اش کارگردانی "برادران بلوم" و "برکینگ بد" به چشم می‌آید. امتیاز فیلم در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها imdb نمره‌ی خوب ۷...
22 بازدید 2 likes
توسط بر ژانویه 29, 2021
به بهانه فرا رسیدن ۹ بهمن ماه زادروز استاد علیرضا فیض بشی پور موزیسین و تنبور نواز برجسته دیار کرمانشاه و خالق آلبوم به یادماندنی آواز اساطیر به رسم یادگار و ارج نهادن شاگرد بر استاد ، این مقاله با نام آواز اساطیر نوایی خوش از دستان تنبور به قلم پیمان پورشکیبایی به استاد علیرضا فیض بشی پور و استاد شهرام ناظری از سوی گروه فرهنگی گَرُزمان پیشکش می گردد. لینک مستقیم مقاله جهت خواندن در سایت: https://garozman.ir/papers/آواز-اساطیر-نوایی-خوش-از-دستان-تنبور/  
49 بازدید 3 likes
توسط بر ژانویه 21, 2021
A STRRET‌CAR NAMED DESIRE   بررسی و نقد فیلم "اتوبوسی به نام هوس"   《اگر خدا بخواهد بعد از مرگ هم تو را بیشتر دوست خواهم داشت.》   اتوبوسی به نام هوس یکی از بهترین و تحسین شده‌ترین نمایشنامه‌های قرن بیستم است که هنوز هم اجرا می‌شود و اقتباس‌هایی از آن‌هم شده است؛ ژانر این نمایش: گوتیک جنوبی است.  اولین بار این نمایش، 3 دسامبر 1947 در تئاتر "اتل باریمور" در نیویورک به روی سن رفت. نام‌های اماکنی که “ویلیامز” در “اتوبوسی به نام هوس”، استفاده می‌کند، بار استعاره‌ای روشنی دار...
33 بازدید 3 likes
توسط بر دسامبر 28, 2020
مرد با گامهای خسته پله ها ی اپارتمان را بالا امد در حالی که زیر لب غرولند کنان از نبود اسانسور مینالید به مقابل درب واحد خویش رسید کلید انداخت ، در را باز کرد و وارد شد فضای خانه نیمه تاریک بود مرد داخل شد و در مقابل تلویزیون روشن زنش  را دید که دراز کشیده و مشغول تماشای فیلم است و دو کودکش در کنار او به خواب رفته اند زن سرش را چرخاند و گفت عزیزم امدی؟ خسته نباشی و بدون صحبت اضافه دوباره مشغول تماشای تلویزیون شد مرد جلو امد خم شد بوسه ای بر پیشانی کودکانش زد ، پتو را که  از روی کودک کوچک اش کنار...
66 بازدید 1 like
توسط بر دسامبر 27, 2020
ناجی دیروز تلفن کرده بود.  سلام طاهر، چطوری پسر؟_  به داداش ناجی، پارسال دوست امسال آشنا، کجایی پیرمرد؟_ _حالا ما مثل شما کچل نشدیم و دوتا تار مومون سفید شده میگی پیرمرد  و بعد از اینکه کلی حرف الکی بین مان رد و بدل شد گفت:  پسر وقت کردی یه توک پا بیا مکانیکی کارت دارم_ و نگفت که چکار دارد. با اینکه کلی کار داشتم دل به دریا زدم و فردای آن روز زودتر از همیشه از دفتر نشریه بیرون زدم و رفتم سراغ ناجی، مکانیکی  کوچک او سر چهار راه شلوغی بودی که سگ صاحبش را نمی شناخت. وارد مغازه که ...
66 بازدید 3 likes
توسط بر دسامبر 27, 2020
بعد از سالها به فکر ادامه تحصیل افتاده بودم. همه اطرافیانم دکتر مهندس شده بودند و دیپلم من در بین آنها جلوه ای نداشت. مخصوصا بعد از آنکه برادر کوچک ترم فوق لیسانس گرفت. دیگر در جمع آنها من وصله ناجور بودم.  آنها حرف های قلنبه و سلنبه می زدند که من متوجه آن نمی شدم. در مکتب اگزیستانسیالیسم اصالت بر وجود است _  موافقم در آثار کامو و سارتر به وضوح این مطلب مشهود است _  آقا، کامو خود رو اگزیستانسیالیست نمی دانست _  ولی بود مثل هایدگر _ _ این چه حرفیه ایشون هم خود رو پیرو این مکتب نمی دانست و د...
62 بازدید 6 likes
توسط بر دسامبر 18, 2020
توی اولین برخوردم باهاش فک کردم خیلی آدمِ مزخرفیه ! پیر بود و لاغر  با یک شلوار گشاد و یک کلاه مشکی رو سرش ، چشماش معمولی نبود نه تیره بود نه روشن یک چیزی دقیقا وسط این دوتا ، شاید همون معمولی بگم بهتر باشه! خوب که دقت میکردی مویرگ های سرخی تو گودیِ چشمش میدیدی ، انگار با اون چشم ها ساعت ها اشک ریخته بود ..نمیدونم!! ابنجا بهش میگفتن خرگوشه پیر! یک صورت خشک و لاغر با زیر چشمایی که گودیش میزد تو ذوق ،اون ترسناک بود! بقیه کارگرها بهم گفتن این دیوونس ، معتاده،تریاک میکشه زیاد سمتش نرو ، بهش رو ه...
70 بازدید 5 likes
توسط بر دسامبر 12, 2020
پیمان پورشکیبائی مدرس ساز و آواز  و مدیر گروه فرهنگی گَرُزمان   هیچگاه نمی‌­توان نقش ارزنده‌­ی سازندگان چیره‌­دستِ  ساز را در کارزار موسیقی ایران  نادیده انگاشت. نوازندگان چیره ­دست و توانا هرچند از هوش و دانش بسیار برخودارند، هماره نیازمند سازآفرینان بوده و خواهند بود. کارِ دست و ساخت و ساز از چوب برای نوازنده­‌ای که می­بایست همواره از انگشتان دست خود برای نوازندگی بهره بَرد کار آسانی نیست. همچنین برای سازآفرینانی که کار سخت با دست انجام می­‌دهند نواختنی ویژه  همانند نوازندگان چیره‌...
71 بازدید 3 likes
توسط بر سپتامبر 11, 2020
داستان کوتاه «شوخی کوچک»، با یک کاراکتر توصیف شده نوشته شده است. هنر آنتون چخوف در استفاده از یک اتفاق ساده (در این مورد سورتمه سواری و وزش باد) به صورت نمادین برای انتقال مفهومی بسیار بزرگتر است.    نادیا، تنها شخصیتی که در داستان اسم دارد، از سورتمه سواری میترسد، نمیخواهد ریسک سقوط را بپذیرد، سر خوردن با سورتمه برایش رنج است. پس از شنیدن ابراز عشق مرموز که فقط در حین سورتمه سواری رخ میدهد، نادیا زندگی بدون سورتمه سواری را غم انگیز میبیند. به دنبال راوی میگردد تا این ابراز عشق دروغین باز ...
102 بازدید 6 likes
توسط بر آگوست 6, 2020
یه زمانی هم خیلی کوچک و بی‌ریخت بودم ? ‌ احتمالا عکس را اواخر آذرماه یا اوایل دی ماه سال یکهزار و سیصد و شصت و هفت خورشیدی از من و حاج غلامرضا خان کریمان برداشته‌اند? ‌‌و پدربزرگ خدابیامرزم چه ذوقی داشته از اینکه نوه‌دار شده بوده.‌ خلاصه که نوه‌ی اول بودن خیلی کیف دارد همه به تو بیش از اندازه توجه می‌کنند و تا وقتی که سی سالت هم بشه یه طور دیگه تحویل‌ات می‌گیرند والا واسه من که نوه‌ی اول بودن حکومتی بوده و هست که نگم براتون?‌ ‌‌ تازه این بخش فقط شرایط من در خانواده‌ی مادری بود اما بشنو...
153 بازدید 6 likes