توسط بر آپریل 19, 2021
ربایش (مسیر)  اتاق محل استراحتم درست روبروی اتاق آی سیو بود .( این را خودم از مدیر بیمارستان خواسته بودم  ( حدود ۱۰ روز میشه که پدرم به خاطر عارضه قلبی در مجهز ترین بیمارستان پاریس در  کما روی تخت آی سیو خوابیده البته با کلی سیم و دستگاه که به بدنش وصل بود و هر کدام بخشی را کنترل میکردند صدای بوق های غیر ممتد نمودارهایی که بالا و پایین میشدند و ضربان و .... ، تحملش سخت بود . پدرم که هر تلاشی توانست کرد تا جای خالی مادرم که درکودکی از دستش دادم را پر کند پدری که مدرک دکتری و تخصص قلب را از ...
18 بازدید 5 likes
توسط بر دسامبر 11, 2020
آن موقع که ایران را ترک می‌کردم هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی با چنین شعفی باز به سمت ایران برگردم. حالا که فقط یک مادرجان برایم در ایران مانده بود، نمی‌دانستم دلم برای چه چیز ایران اینقدر پر می‌کشید، اما باز از خوشحالی پله ها را دو تا یکی بالا می‌رفتم، حرکات پانتومیم مهماندار را با عشق نگاه می‌کردم، با ابرها  خداحافظی می‌کردم، برای دختر بچه بلوند صندلی جلو دست تکان می‌دادم. وجود آن همه ایرانی یکجا در هواپیما حالم را خوب کرده بود. لحظه شماری می‌کردم هواپیما چرخ هایش را در خاک ایران زمین بزند. وارد خ...
78 بازدید 8 likes
توسط بر سپتامبر 14, 2020
مقدمه: به عنوان فردي كه ٩ سال در آمريكا زندگي كردم( ٤ سال در نوجواني و ٥ سال در سالهاي اخير) دوست دارم با هموطنانم تجربياتم رو به اشتراك بگذارم ؛ بلكه بتونم تصوير واضح تري از زندگي در آمريكا به شما ارائه بدم و اميدوارم براي  كساني كه قصد يا فكر مهاجرت دارند مفيد باشد. لازم است كه بگم كه اين داستانها صرفا تجربيات اينجانب است و ممكن است برداشت شخصي من رو در بر داشته باشد. لطفا هر سوال و نظري داريد، براي من كامنت بگذاريد.تشكر.  
261 بازدید 11 likes