توسط بر آگوست 14, 2021
کفشهای  قرمز روی بام  اول مرداد هزارو سیصد و قو...  نامه ای بی مقدمه پیدا میشود ، دخترک در عالم دنیایی کودکانه میپندارد که آن نامه چیز مهمی ست که در زیر کاناپه پنهانش کرده اند ، پس آنرا نگه میدارد ، مدتی بعد.... دختربچه ی هفت ساله برای اولین بار بکمک پدرش از پله های چوبی نردبان بالا میرود و موفق به فتح قله ی خانه یشان یعنی پشت بام میشود ، اما....   دخترک کفشهایی پاشنه بلند را لبه ی بام میابد ، که بطرز عجیبی سرشار از حرفهای ناگفته است، گویی زمانی مالک کفشهای پاشنه بلند ، خود را از ل...
35 بازدید 4 likes
توسط بر می 31, 2021
   _   هفته ته کشیده بود و  ته دیگ جمعه نیز تمام.   نمیدانم چرا غروب هر جمعه،  غم عشق و غیبت بهار در دلم ، بشکه های سنگینی  از  اندوه را جابجا میکند. جمعه شب،  آسمان در رشت ،  موهایش را باز کرده بود و نگین های رویش ، سوسو کنان خودنمایی میکردند . با بشکنی صدای جیرجیرکها ، ویز ویز پشه ها ، برخورد برگها ، خزیدن شب شکار ها ، او اوی جغد ، ترکیدن هیزم توی آتش ، آبشار آن طرف جنگل ، باد و خلاصه هر چیزی که عامل تولید صدا در فضا بود را قطع کردم . صبح که بانو به هوس تمشک راهی آن سوی جنگل شده بود ، با همه...
53 بازدید 6 likes
توسط بر فوریه 13, 2021
بنویس؛ سلام همنشین ماه قاب پنجره‌ام، بهانه‌ی دیر و دور شعرهایم از احوال من اگر خواسته باشی ملالی نیست جز واژه‌های سرگردانِ بلاتکلیف که بی تو آبستن هیچ شعری نمی‌شوند. و هر چه حروف نامت را برایشان هجی می‌کنم، باز می‌مانند که میم داشت یا الف! هی هرچه نشانی تو را ،تهران ،نبش کوچه‌‌ی چهار چنار خزان‌زده می‌دهم باز سراغ از غربِ جغرافیا می‌گیرند، و جنوب جاده‌ها،  و عقربه‌ی قطب‌نما باز سمت آسمانی می‌ایستد که ابرهایش شبیه مردی‌ست که وقتی او را به نام کوچک صدا می‌زنم، آسمانش به من چشمک می‌زن...
78 بازدید 8 likes
توسط بر فوریه 10, 2021
مگر نگفتی: «  نشانی هرچه خانه‌موزه و کافه‌ی دنج و خیابان خزان‌زده در تهران با تو ؛ هرچه دل‌بردن و بوسه‌ی دزدکی و دست‌های حریص و پاهای همراه با من ؟ » مگر نگفتم : «  منتظر هیچ تویی نیستم که سرم به شعر و واژه‌هایم گرم است و دلم به پنجره‌ای که هر پاییز متولد می‌شود.» و مگر اصرار نکردی : « سرمستی زنانگی و واژه‌های افسار گسیخته با تو بیقراری بلوغ چهل سالگی و سیگارهای ناشیانه با من ! » نه ! تو فقط مرد خواستن‌ها بودی اما نه توانستن‌ها ! حالا بگو بی تو تکلیف تاول‌های تنهایی تهرا...
82 بازدید 11 likes
توسط بر ژانویه 11, 2021
  دوست عزیز ومحترمم سلام اول از همه با کمال احترام بایستی خدمتتان عرض کنم که این گیاهان کلاً همشان یکجا، قابل شما را ندارند. ببرید در واحدتان بگذارید جلوی چشمتان، گوارای وجودتان باشد. به واقع خدممتان عرض می کنم که این گیاهان از نوع ارزانترین و رایج‌ترین بازار هستند، خود شما هم که همکارید، خوب مستحضرید که غیر از این نمی توانست باشد، ما همچین جیب پرپولی از محل درامد کارمندی، نداریم که بی‌محابا و به‌وفور گل و گیاه بخریم، ما ماه را از ابتدا پس از تسویه اقساط با اندک مانده‌ای تنها برای خو...
100 بازدید 4 likes
توسط بر دسامبر 15, 2020
واضح ترین نوع انسانیت همه چیز را بیان میکنند بدون دروغ بدون هیچ نقابی واقعی ترین نوع سخنرانی هارا چشم ها بیان میکنند حرفهایی که هیچ نوع گوشی قادر به شنیدنش نیست هیچ کلمه ای توان جای دادن تمام آن را در خود ندارد نمیتوان علامت گذاریشان کرد و قادرند در لحظه تغییر کنند و هر بار بزرگتر از قبل باشند اما تماما در چشم ها جای گرفته اند میتوان انها را دید و سالها به ان ها خیره ماند و به فکر فرو رفت چراهای زیادی در انها یافت میشود اما نمیتوان انهارا پرسید همانگونه که نمیتوان جوابی برایشان پیدا کرد اما چشم...
104 بازدید 4 likes